چرا به دریاچه خزر دریا گفته میشود – ❤️ اسک 98

روده بزرگ شامل چهار قسمت مختلف روده صعودی، کولون عرضی، روده نزولی و کولون سیگموئید است. از زبان ترکی و قدمت چند هزار ساله آن گفت و این که دولت شومر از برخی از کلمات ترکی و اعداد با تلفظ ترکی استفاده می کرده است. قنات یک تونل زیرزمینی است که آب در آن خود به خود از مناطق پر آب به نواحی کم آب، جاری می شود. مطلبی نزدیکتر از صفحاتی از سفرنامه حج ملارحمت الله بخاری ندیدم که در سال 1303 مسیر از بخارا تا مرو و از آنجا تا سرخس را پیموده، سپس به مشهد آمده و از آنجا به عشق آباد رفته و از راه دریای خزر و استانبول عازم حج شده است.

درسازند جهرم فسیل های فراوانی یافت می شود و بر اساس آن سن سازند جهرم در محل مقطع نمونه پالئوسن تا ائوسن میانی تعیین شده است .در نواحی فارس ساحلی سن بخش فوقانی سازند جهرم ائوسن پسین بدست آمده است . موضوع دیگری که پیوسته مانند تیری زهر­آلود و جانکاه بر دل هر دو شاعر می نشیند، سرنوشت آدمی و دگرگون گشتن زمانه و دگر گشتن ایشان است. ناگفته نماند که این گونه ستایش شراب، علاوه بر در بر داشتن جنبه های رمزی، حکایت از تأثیر فرهنگ ایرانی پیش از اسلام در اشعار ایشان دارد و هم بیانگر جایگاه اشرافی نوعی شعر است که در کنار دربارها و عموماً در قلمرو صاحب منصبان بالیده است.

در حوزه “ارال” که رو به خشکی نهادن این دریاچه به جنبه حیاتی بودن آب چهره ای جدی تری داده است، “سیر دریا” یک نعمت و شاید اگر خشک شدن “ارال” ادامه یابد ، تنها پنجره هر چند کوچک امید باشد که می توان از آن به زندگی در این منطقه نگاه کرد . پر واضح است که اشعار فوق در عین دریغی که نسبت به کوتاه زندگی در خود دارد، هشداری است به آدمی برای غنیمت فرصت برای کارهای نیک و آن آموزة قرآن کریم که در زبان سعدی به صورت «ای که دستت می رسد کاری بکن» تجلی یافته، گر چه شعر این دو بزرگ قدری با یأس و اندوه نیز درآمیخته است.

در نظر آنان زندگی کوتاه و آلوده به غم و توأم با درد و رنج و مشقت است. از مسائلی که هر دو شاعر نسبت به آن دقت نظر داشته اند، مسأله حتمی بودن مرگ است.« رودکی می دانست که «زندگی چه کوته و چه دراز» باشد، سرنوشت همه یکی است: مرگ» (یوسفی، 24:1377 ). او در شعر خود انسان را به گوسفند و جهان را به نغل (آغل ) تشبیه کرده است. آن تجانس و هماهنگی اجزای کلام که ابن طباطبایی در عیارالشعر از شرایط شعر خوب می شمارد، در اشعار رودکی وترانه های خیام آشکارا مشاهده میشود. نیز از آنجایی که بحث انتساب وعدم انتساب ابیات و اشعار خیام از حوصلة این پژوهش به دور است، آنچه در این نوشتار میآید، مبتنی بر گمان غالب ما بوده، آن را اصطلاحاً «اندیشه و تفکر خیامی» می نامیم.

می دانند که «امکان خلود در این فیروزه ایوان نیست» پس سفارش به غنیمت دانستن مجال عیش می کنند. دنیا با همة ویژگیها و خصوصیات خود در دیوان شاعران فارسی تصویر و جایگاه ویژه ای دارد. و در حقیقت،­« لِدُوا لِلمَوتِ وَابَنوُا لِلخَرابِ» (دیوان منسوب به امام علی(ع)،88:1373). درباریان و شاعران، همه او را گرامی می داشتند و بزرگانی چون ابوالفضل بلعمی و ابوطیب مصعبی صاحب دیوان رسالت، شاعر و فیلسوف.

نتیجه این جلسه چه بود و آیا مشکل در مساله اوراق مشارکت برطرف می شود؟ در کنار یک کوهستان زیبا رودخانهای وجود داشت که بسیار تنها بود. از سرسبزی و زیبایی کوه های اطراف که بگذریم، وجود جاده آسفالته و مسیر مناسب باعث شده که بازدید از این دریاچه در بین اولویت های گردشگران قزوین جای بگیرد. پارک جنگلی سی سنگان در فاصله ۱۷ کیلومتری شمال غربی دریاچه ممرز قرار دارد. وسعت فضای سبز ۲٬۶۷۵٬۰۰۰ متر مربع شامل ۶۱ پارک محلهای، ۱۳ پارک اصلی و سایر فضاهای سبز است. دریاچه ارواح ۷۰۰ متر طول و ۳۰۰ متر عرض دارد و باید توجه کرد که به هیچ عنوان برای شنا و یا قایق سواری مناسب نیست.

با توجه به اختلاف ارتفاع زیاد (از 600 تا 3330 متر)، این استان دارای سه نوع آب و هوای متفاوت کوهستانی، نیمه بیابانی و گرم و خشک بیابانی است. «یکی از مضامین همیشگی رباعیات خیام، توجه و اعتنای بسیار به باده و خطاب های مکرر به ساقی است»(خرمشاهی، 11:1373). همچنین در نوروزنامه فصلی از کتاب را به می اختصاص می دهد و زیباترین افسانه را دربارۀ پدید آمدن شراب که چگونه وکجا آن را ساخته اند، یاد می­کند­(خیام،71:1357). در این رهگذر دبیر موسسه ۱۳ فروردین با اشاره به خشک شدن کامل چشمه بنگ بهعنوان تنها چشمه باقیمانده در پریشان به خبرنگار مهر گفت: با توجه به استمرار خشکسالی در منطقه کازرون و عدم ورود آب به دریاچه پریشان، تنها چشمهای که از این دریاچه طی چند سال گذشته باقیمانده بود نیز بهطور کامل خشکشده است.

اعتقاد به ­جبر و اینکه در زندگیِِ آدمی چیزهای بسیاری هست که از اختیار و خواست او بیرون است و باید این حقیقت تلخ را دریافت و با آن کنار آمد نیز در شعر آنها بصراحت بیان میشود. بیان شده است. تأثیر این اندیشه و فکر بر شاعران دوره های بعد، خصوصاً خیام نیشابوری کاملاً مسلم و آشکار است. افسوس و دریغ از کوتاهی مجال عمر واغتنام وقت و شاد گذراندن لحظات حیات، اندیشه ای است که در اکثر رباعیات خیام منعکس است و از آنجایی که او دل بریدن از دنیا و دل بستگی به عقبی را از نوع «نقد به نسیه دادن» میداند، و «جایی­که تخت و مسند جم می رود به باد »(حافظ،1035:1375) غم خوردن را شایسته نمی داند، پس از تمام لحظه های عمر کام دل می گشاید، چون به نظر او بهره گیری از «حال» تنها راه حل روشن بینانه در برابر شکنندگی عمر است.

اندیشة او مدام در حول و حوش نیستی دور میزند و بیم مرگ و فنا همه جا در اشعار او هست.«شعر خیام هر واژه اش بوی زندگی را دارد و مرگ را، فرشی است که از تار و پود زندگی و مرگ بافته است، کوزه ای است که در گلش از آب حیات و خاک ممات سرشته شده » (مهاجرشیروانی،19:1377) « و این دیالتیک مرگ و زندگی، عشق و نفرت، آمدن و رفتن که آشکار و سخت دردناک، خروشان و فکورانه در سراسر رباعیات تموج می زند، به شعر او گوهر جاودانگی داده و آبدیده و روئین ساخته.

بعلاوه، در توصیف باده چنان مبالغه میکند که اگر سرشکی از آن به دریای نیل چکد، «صد سال مست باشد از بوی او نهنگ » و اگر آهویی در دشت قطره ای ازآن بخورد «غرنده شیر گردد ونیندیشد از پلنگ ». در اشعار هر دو شاعر، شادی و غم در این دنیا به هم آمیخته است و معتقدند که انسان هیچ گاه به شادمانی مطلق نخواهد رسید. مرگ در اشعار خیام نیز از توانایی بالایی برخوردار است. این اندیشه و تفکر در شعر رودکی و خیام کاملاً مشهود است. «در این قصیده، مضمون بدیعی برای شعرایی که پس از او ماندهاند، گذاشته است وآن تفصیل رسیدن انگور است در خزان وچیدن آن و نهادن در خم و «می» ساختن که میدان بسیار وسیعی است برای بدایع تشبیهات شاعرانه » (منصور:1373: 67 ). هیچکس به خوبی وتوانایی او شراب را به عقیق گداخته مانند نکرده است.

در حقیقت، شعر هر دو شاعر آیینه ای است که هر کس قسمتی از افکار خود را در آن می بیند. ­در این دنیای خواب کردار که شناساییاش جز برای بیداردلان مشکل درک می­شود، همه چیز برعکس آمال و آرزوهای ­بشری است، زیرا نیکی را در جایگاه بدی و شادی را به جای تیمار قرار می دهد و کینه خود را از فرزندان خود می گیرد، کینه ای که در دل اوست چون کینة پینه بستة ما در ­کینه جویی است که از فرزندان ناتنی خود در دل سنگین، بی رحم و تاریکش می پرورد. به نظر بودا عقل حکم می­کند و تجربه معلوم می سازد که همة چیزها در جهان بد است و درد بنیاد هستی است و مقدار شرها و بدی ها بر نیکی و خیرات رجحان دارد و اگر جز این بود، بدی و درد حاکم بر عالم نبود و انسان این همه ناله سر نمیداد و سخن از اغتنام فرصت نمی گفت و در جستجوی شادی نمی رفت، زیرا انسان چیزی را که با خود دارد و در دسترس اوست نمیجوید، بلکه چیزی را می­جوید­که وجود ندارد یا اگر وجود دارد، به دست آوردنش دشوار است.» (حلبی،235:1368) هر چند نمیتوان با قطعیت معتقد به تأثیر زیاد بودا بر اندیشه های رودکی و خیام بود.

«کریستین سن» در این باره می نویسد:«تحت تأثیر تفکرات جدید (یعنی افکار مسیحی،مانوی وهندی )آن خوشبینی که بنیان دین زرتشتی ومحرک مردمان به کار وکوشش بود، پژمرده وگسیخته شد. بود آنچه بود، خیره چه غم داری ؟ ب – جنس زمین : هر چه میزان شکاف و حفره های سنگ و خاک های زمین کمتر باشد ( مثل سطح شهرها ) ،آب کمتری به زمین نفوذ می کند ، بنا بر این میزان آبهای جاری افزایش می یابد.

دیدگاهتان را بنویسید