مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ مرداد ۱۳۳۱ نشست ۲۱ – ویکینبشته

اگر بخواهیم تاریخچه شهر کرج را مورد بررسی قرار دهیم، باید گفت که این شهر در کتاب اوستا با عنوان روستای کلاک برای اولین بار نام برده شده است. چرا تبعیض در اجرای قوانین این دستگاهها قائل میشوید مردم ناراحتند اعصابشان سالم نیست اقلا شب میخواهند یک ساعت بخوابند روز یک قوت لایموتی صرف کنند این توجه را بکند دولت این قانون اگر بیاید اجرا بشود آقایان نگویند مشکل است، این قانون اگر را نمیشود اجرا کرد، اگر دولت مجری قوانین است (کشاورز صدر – اینها که مخالفت است) اینها تذکر است این قانون چرا اجرا نمیشود چون در زمینه امنیت قضائی بنده عرض کردم البته این استدعا را هم دارم که جناب آقای وزیر دادگستری توجهی بفرمایند که قضات پاکدامن هم تشویق بشوند قضات پاکدامن فرق داشته باشند با غیر از آنهائی که نمیفهمند البته همه پاکدامنند ولی یک عده ممکن است شم قضائی نداشته باشند اقلا یک وجه تمایزی در این دستگاه قضائی وجود داشته باشد یک تذکر دیگری دارم که مربوط به خود مجلس است و آن این است که این قوانین که در آخر دوره ۱۵ بعجله از این کمیسیونها دربست تصویب شد، اینها هم قابل تجدید نظر هست و اگر مجلس شورای ملی و مجلس سنا فرصتی به دولت داد اینها را هم اصلاح کند (حاذقی ولی تا تجدید نظر، قانون است و باید اجرا شود) در قسمت اقتصادیات که در برنامه دولت اشاره شده همانطوری که در یک کشوری وجود قشون برای حفظ حدود و ثغور کشور لازم است و مورد احترام هست مبانی اقتصادی هم قابل توجهاست موضوع موضوع حیاتی است به این موضوع حیاتی توجه شایسته نمیشود آقای دکتر نصر وزیر اقتصاد ملی که تشریف ندارند که به مطالبی که عرض میکنم توجه پیدا کنند بنده با پدر ایشان سالها دوستی داشتم از تجار محترم ما بودند به فامیلشان ارادت دارم اما خود آقای دکتر تا عمل به ما نشان ندهند آن حسن شهرتی را که دارند بنده نمیتوانم تصدیق کنم البته مشهور است دکتر مردی است اقتصادی در امریکا موفقیت خوبی داشتهاست میگویند کتاب زیاد خواندهاند برنامه هم خیلی مینویسند اینها به درد این مملکت نمیخورد مملکت ما تشنه عمل است شهرت، درد این مملکت را دوا نمیکند از همان امریکائی هم که ایشان از آنجا تشریف آوردهاند مستشارها آوردهایم و کاری برای این مملکت انجام ندادند باری از دوش مردم برنداشتند ایشان برای حفظ موفقیت خودشان برای حفظ حسن شهرت خودشان اگر نمیتوانند کاری کنند که یک فکر دیگری بکنند و اگر توانا هستند که این گرههای اقتصادی را بگشایند این مشکلاتی را که به عنوان مقررات سالهاست چون تار عنکبوت پا زنجیر عرض کنم به دست و پای این مردم پیچیده باز کنند اینهمه مقررات و مشکلات در امر اقتصادی کمتر جائی از دنیا سابقه دارد با این همه مقررات فرصتی برای انجام کار اقتصادی برای یک فرد یا افراد اقتصادی باقی نمیماند اول دولت توجه کند این تشویب نامههای خلق الساعه را یک قدری جلویش را در امور اقتصادی بگیرد غالباً دیده شده که هنوز مرکب یک تصویب نامه خشک نشده یک تصویب نامه دیگر ناقصی صادر شده و تکلیف آدم معلوم نیست کدام را عمل بکنیم؟

تیمورتاش ـ متاسفانه جناب آقای ساعد و هیئت دولت تشریف ندارند، همانطور که آقای رئیس فرمودند وقت جلسه هم اخطار شدهاست ولی هنوز تشریف نیاوردهاند و بنده عرایضم را به طور خیلی اختصار عرض میکنم موقعی که نوبت صحبت در برنامه دولت به من رسید خیلی مفصل خواهم گفت ملی خوشبختانه یا متاسفانه برای آقایان همکاران در مخالفت با دولت آقای ساعد بربنده سبقت جستند که نوبت بنده به یازدهم رسید، با اینکه ساعت ۶ صبح هم بود به هر صورت حالا به طور اختصار از قدمهای اول دوره شانزدهم مجلس شورای ملی میپردازم، تصور میکنم با اوضاع کنونی دنیا ما باید در مرحله اول خودمان بدانیم که به کجا میرویم، چه میخواهیم و هدف ما چیست اگر خود ما این را ندانیم مشکل میدانم که باری از دوش این ملت ایران برداریم خواه نا خواه بیاناتی که در اینجا میشود رسمیت دارد و این مجلس و این تریبون باید مرکز ثقل کشور باشد و متاسفانه مثل لینکه بعضی اوقات حرفهائی اینجا میزنیم که متوجه به تاثیرات بعدیش نیستیم و باز هم بدبختانه دشمنان ایران از آنها بیشتر از خود ما استفاده میکنند (خسرو قشقائی – بزرگترین دشمن ایران دولت ساعد است) و بنده هم در مخالفت با دولت آقای ساعد مخالفم ولی نه به این حدی که فرمودید (فرامرزی -صحیح است) عرض کنم اخیراً خیر بلکه از دیرزمانی است که فرمولی در این کشور هست که میشود اینطور خلاصه کرد که خاطر مبارک آسوده باشد (بهادری – این متداول است) معمولا این فرمول نسبت به سیاست داخلی ما اعمال میشد به این معنی که مامورین دولت و مصادر امور معمولاً میگفتند خاطر مبارک آسوده باشد و تصور میکردند که با این ترتیب تمام مشکلات امور را حل میکنند خوشبختانه امروز شخص اول مملکت یعنی اعلیحضرت همایون شاهنشاهی خودشان خوب واقف هستند بر وضعیت خطیر این کشور در کنسر دنیائی بدلیل خودشان اولین کسی هستند که واقعاً تمام رنج راه و زحمت سفر را به خودشان هموار میکنند و گاهی در لندن گاهی در واشنگتن گاهی در کراچی و واقعاً میخواهند نشان بدهند که ما هم باید وارد جریان اینها باشیم بلکه میخواهم بیشتر عرض کنم اعلیحضرت همایونی هستند که ناقوس خطر را به صدا در آوردند و چنانچه آقایان محترم که شرفیاب بودند ملاحظه کردهاند فرمودند اگر مجلس، اگر دولت، اگر ملت ایران بخواهد واقعاً همتی به خرج ندهد و کاری از پیش نبرد در این دوره سند بی لیاقتی خودش را امضاء کردهاست (صحیح است) بنابراین خیال میکنم ایشان شخصاً خیلی خوب واقف باشند و بدانند که خاطر مبارک آسوده باشد در جریان فعلی مملکت معنی و مفهومی ندارد عرض میشود من میدانم آقایان خوب توجه دارند به اینکه جنگ بین المللی دوم چه تاثیرات شگرف و عمیقی در دنیا بوجود آورد و چه بسا اصول و قوانینی که در سابقاً جزء لوازم زندگی یک ملتی بوده بعد واقعاً باین معنی که میخواهم عرض کنم شاید وسعت نظر بیشتری وجود آورده باشد و لغات آن مفهومهای قبل از جنگ خودش را از دست دادهاست و تا اندازهای امروز همکاری، همفکری، تشریک مساعی و تشریک منافع یک مفهوم خیلی بسیط تری به خودش گرفته و در دنیای کنونی میشود گفت که کلمه استقلال به آن مفهوم خیلی متعصبانه قرن نوزدهمش را ازدست دادهاست به دلیل اینکه دنیا احساس میکند که احتیاج به همکاری با هم دارد.

۳- مناقصه خرید ۲۰ دستگاه لوازم فرستنده بی سیم وهمچنین لوازم سیم کشی برای تکمیل خطوط کاشان وقزوین وزنجان انجام شدهاست. در زمان سلطنت رضا شاه پهلوی کارهای اقتصادی بزرگی در این مملکت شد، یک فعالیت اقتصادی بسیار زیادی همه آقایان به خاطر دارند که ما جادهها، پلها، ساختیم در تمام سواحل شمال مهمانخانهها ساختیم، سربازخانهها ساختیم، جاده چالوس ساخته شد، کارخانه حریربافی جالوس و بهشهر وارد شد، کارهائی که خود دولت کرده من جمله کاربزرگی که شد راهآهن سرتاسری ایران را کشیدیم در ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶نخستین گلنک ساختمان راهآهن زده شد و در چهارم شهریور ۱۳۱۷این دو خط شمال و جنوب به هم وصل شد در ظرف مدت ۱۱ سال مطابق صورتی که بنده از کتابخانه مجلس شورای ملی بدست آوردم ۲/۱۸۸/۳۳۴/۲۲۰ ریال مجموع خرج این راهآهن شده یعنی حد وسط خرجی که فقط برای راهآهن شده ۲۰۰میلیون ریال است، پرکارترین سالها را در سنوات گذشته بسنجید سال ۱۳۱۵ است که در عین این که فعالیت اقتصادی در تمام ایران شده، راهآهن ساخته میشد و موجودی پول ما در بانک ملی ایران نودونه میلیون و ششصد و چهل و هفت هزار و دویست و سی ریال بود یعنی ما در بانک ملی ایران خودمان به اندازه نصف پولی که راهآهن هم بسازیم موجود نداشتیم، معهذا ما راهآهن را میساختیم، کارخانه حریربافی چالوس در جریان ساختمان بود تمام این کارها را میکردیم، امروز ببینیم چقدر پول داریم، امروز در خزانه بانک ملی ایران در ۱۵ بهمن ۱۳۲۸ در خزانه بانک یک میلیارد و ۷۹۴میلیون ریال پول داریم یعنی ۱۷ برابر آنچه که ما در سال ۱۳۱۵ در خزانه بانک ملی ایران پول داشتیم امروز پول داریم معهذا فعالیت اقتصادی ما این است، ما در آن تاریخ راهآهن میساختیم، این همه راه شوسه میساختیم این همه کارخانجات دولتی وارد میکردیم، امروز ۱۷ برابر آن روز پول داریم یعنی اگر ما بخواهیم این فعالیت اقتصادی را که در آن سالها داشتیم حالا هم شروع بکنیم میبینیم پول به اندازه کفایت داریم اینها یک ارقام خیلی صحیح و برجسته ایست که نمیشود منکرش شد البته وقتی که این ارقام را مقایسه میکنیم یک مطلبی را باید در نظر بگیریم و ببینیم که یک تومان امروز ارز شش نسبت بگذشته چقدر است، نسبت به سال ۱۳۱۵ چقدر است من در عرایضم عرض کردم که امروز هزینه زندگی ۹ برابر بیشتر است یعنی با ۹ تومان پول، ماامروز میتوانیم کاری را انجام بدهیم که در ۱۳۱۵ با یک تومان پول میتوانستیم بکنیم بنابراین اگر نه برابر ۱۳۱۵ در خزانه بانک ما پول بود ما میتوانستیم تمام آن فعالیتهای اقتصادی که در سال ۱۳۱۵ انجام شد و بنده توضیح دادم امروز همان کارها را انجام بدهیم ولی عوض ۹ برابر ما ۱۷ برابر پول داریم بنابراین پول برای چه میخواهیم چیزی را که ما باید جستجو کنیم و بدست بیاوریم او اعتماد مردم است بدستگاه دولت و آن را باید بدست بیاوریم در شهریور ۳۲۰ یک پنج ریالی میدادید یک من برنج میدادند امروز باید لااقل ۶/۷ برابر آن را بدهید که یک من برنج بدهند بنابراین مقدار اسکناس تاثیر ندارد چیزی که تاثیر دارد ارزشس اوست، قوه خرید اوست بنابراین این فرمایشی که جناب آقای وزیر دارائی میفرمایند من میترسم که باز یک لایحه جدیدی بیاورند اینجا و هزینه زندگی را خدای نکرده باز ببرند بالا بدون اینکه کوچکترین قدم مثبتی برای برنامه هفت ساله برداریم و این یک بهانه ایست خدای نکرده ما باید کوشش کنیم اعتماد مردم را به دست بیاوریم، مردم به دستگاه دولت اعتماد بکنند آن وقت خواهیم دید که به اندازه کافی ما پول داریم احتیاج به نشر اسکناس جدید نداریم حالا یک مقایسه کوچکی به آقایان بفرمایند در سال ۱۳۱۵در دست مردم ۸۱۳ میلیون ریال پول بوده یعنی ۹۹ میلیون ریال دست بانک و ۸۱۳ میلیون ریال دست مردم که جمع آن ۹۱۲ میلیون ریال بود، امروز دست مردم ۶میلیارد پول موجود است یعنی مطابق تقسیمی که بنده کردم ۷ برابر و نیم آنچه که در سال ۱۳۱۵ در دست مردم پول بود امروز در دست مردم است، در دست دولت که بانک ملی ایران باشد ۱۷ برابر و در دست مردم هفت برابر و نیم برابر این احتیاجی نیست که ما امروز بیائیم باز یک مقدار اسکناس جدید بیاوریم و هزینه زندگی را ببریم بالا و تمام دستگاههای اقتصادی را به هم بزنیم ما باید دنبال یک چیز برویم و آن این است که اعتماد مردم را به دستگاه دولت به دستگاه قوه حاکمه زیاد کنیم و چیزی که هست همین است که هست و اگر نوبت بنده هم رسید عرض خواهم کرد حالا جناب آقای دکتر معظمی میفرمایند که یکربع وقت بنده تمام شدهاست به هرحال این یک مسائلی است که وقت بسیار میخواهد که انسان تمام را بگوید و مقایسه کند اگر از اول به کسی بگویند فقط ۱۵ دقیقه وقت داری میبینید که اگر همین صورت را بخواهد نخواند ۱۵ دقیقه وقت میگیرد، بنده عرض خودم را خاتمه میدهم خواستم که به جناب آقای وزیر دارائی، آقایان وزراء که تشریف دارند از قول بنده عرض کنند که یک لایحهای به مجلس در دوره گذشته آوردید مجلس شورای ملی عالماً و از روی فهم و دانسته که بنده از مخالفین بودم مخالفت کرد و بصلاح مملکت نبود و تصویب نشد و بعد هم یک نفر متخصص از بلژیک رئیس الوزرای سابق خواست آمد، گزارش داد که در حال حاضر نشر اسکناس جدید ضرورت ندارد حالا این چه مطلبی است که در مجلس سنا میفرمایند آخر این چه بدبختی است در این مملکت آقایان دیگر بنده بیش از این عرضی ندارم.

۲ – قرائت نامه تودیع مقام ریاست نایب رئیس – تذکر راجع به صورت جلسه در صورتی است که یک اشتباهی باشد والا به عنوان اعتراض به صورت جلسه نمیشود نطق دیگری کرد (صحیح است) نامهای از آقای رئیس مجلس که در فرودگاه لطف کردهاند به عرض آقایان میرسد (به شرح زیر قرائت شد) بیست و یکم اسفند ماه ۱۳۲۸-مجلس مقدس شورای ملی، چون در نتیجه شدت کسالت به حکم ضرورت و به موجب تجویز پزشکان مسافرت ناگهانی برای معالجه پیش آمد با استفاده از تعطیل ۲۵ روز مجلس شورای ملی بارو پا عزیمت مینمایم و متاسفانه میسرنشد با فرد فرد آقایان همکاران عزیز تودیع کنم، لذا بدینوسیله تودیع نموده و از صمیم قلب توفیق آقایان نمایندگان محترم را در راه انجام وظایف ملی از خداوند مسئلت مینمایم.

نایب رئیس ـ نطق قبل از دستور است و نوبت آقای تیمورتاش است. نایب رئیس ـ یکی از آقایان که اسم نوشتهاند برای نطق قبل از دستور نوبت خودشان را به شما بدهند در غیر این صورت مقررات اجازه نمیدهید، آقای تیمورتاش بفرمائید. کمیسیون امور خارجه حائزین اکثریت – آقایان: تیمورتاش – ناصرذوالفقاری – اعظم زنگنه – اقبال – رفیع – عامری – دکتر سیدامامی – مخبرفرهمند – ملک مدنی – شکرائی – ابتهاج – حسن اکبر – دکتر طاهری – دکتر هدایتی – حاذقی – خسرو قشقائی – موقر – حکیمی.

کمیسیون فرهنگ حائزین اکثریت – آقایان: صدرزاده – دکتر کاسمی – گنابادی – حاذقی – دکتر معظمی – دکتر سیدامامی – محسن طاهری – دکتر علوی – دکتر نبوی – صفوی – ناظرزاده – ثقه الاسلامی – دکتر مجتهدی – سلطان العلماء – رضوی شیرازی – خاکباز – فرهودی – حکیمی. کمیسیون کشاورزی حائزین اکثریت – آقایان: ظفری – برومند – خاکباز – تولیت – محسن طاهری – فقیهزاده – گودرزی – غضنفری – خسرو قشقائی – قهرمان – قرشی – مرتضی حکمت – ابریشم کار – حمیدیه – امیری – قراگوزلو – محمود محمودی – کوراغلی – گرگانی.

کمیسیون کشور حائزین اکثریت – آقایان: قاسم فولادوند – محمد ذوالفقاری – مرتضی حکمت – قبادیان – ابتهاج – مسعودی – دکتر نبوی – دولتشاهی – ثقه الاسلامی- عرب شیبانی – ناظرزاده – ملک مدنی – رضوی شیرازی – دکتر کیان – قرشی – شوشتری – سرتیبزاده – محمود محمودی. جناب آقای ناظرزاده نماینده محترم یادداشتی دادهاند که از رفسنجان کرمان هم شکایت زیادی از مالکین و زارعین و بازرگانان و دامداران رسیده که چرا دولت با منع صدور پشم و پنبه راضی به زیان عده زیادی از مردم کشور شدهاست و حاضر است برای کمک به عده معدودی خسارات جبران ناپذیری به تعداد زیادی از افراد کشور وارد سازد این یک مطلب خیلی بدیهی است و همینطور هم که بنده گفتم همه علاقه مندیم به کارخانجات داخلی ولی باید آن مقداری را که احتیاج دارند تعیین بکنند و بخرند مضافا به اینکه بانک ملی یک کمک بسیار بزرگی به کارخانجات کرده و آن اینست که به میزان پنجاه در صد قیمت پشم و پنبهای که آنها میخرند به طور وام به ایشان میدهد (شوشتری – میخواهند کیلویی ۳ ریال بخرند) (مهدوی- بعد خودشان صادر بکنند) به هر حال در جلسه گذشته آقای صدری فرمودند که دانشجویان آموزشگاه عالی بهداری مشهد شکایت کردهاند که وزارت فرهنگ قرار بودهاست برای تکمیل کادر استادی آموزشگاه چند استاد از خارج استخدام نماید و اقدام نکردهاست الی آخر لازم میدانم توضیح عرض کنم که مطلب اینطور نیست که آقای صدری بیان فرمودند شکایت یا تقاضاهای دانشجویان آموزشگاه عالی بهداری مشهد که چاپ شدهاست و برای اکثر نمایندگان مجلس و سناتورها فرستادهاند به طور خلاصه این است که اولا دانشجویان میخواهند پس از ختم دوره تحصیل آموزشگاه بلافاصله در کلاس چهارم دانشکده پزشکی پذیرفته شوند و بعد از اتمام دوره دانشکده در نقاطی که کمتر از ده هزار جمعیت دارد تعهد خدمت خود را در وزارت بهداری انجام دهند.

دنیا میبیند که هیچ کشور و ملتی نیست که به تنهائی و خودی خود بتواند بر مشکلاتی که در پیش دارد فائق بیاید بنابراین همکاری یک مفهوم خیلی بسیط تر و بزرگتر و واقع تری به خودش گرفتهاست، در اینجا صحبت از هزار فامیل به میان آمد گفتند که اصلاً همان فرمول خاطر آسوده باشد دنیا به بهترین وجهی برای ایران میگردد و ما هم برتمام مشکلات فائق آمدهایم و هیچ مشکلی دیگر در پیش نداریم حتی از این بالاتر گفتند که کمونیسم در این کشور وجود ندارد من میخواهم ادعا کنم که کمونیسم در این کشور هست به دلیل اینکه بی عدالتی، فقر، مسکنت، بیچارگی، بدبختی اینها همه عناصری هستند که کمونیسم را در همه جای دنیا بوجودآوردند و بدبختانه در این کشور هم اگرما دوای عاجلی برای اینکار نکنیم بوجود میآورند (صحیح است) آقایان این فایده ندارد که ما بیائیم در پشت این تریبون و بگوئیم که دنیا خوبست، که ما راحت هستیم، ما مرفه هستیم، ما خوب زندگی میکنیم به خاطر بیاورید آن روزی را که چرچیل این فاتح جنگ دوم مهام امور انگلستان را در دست گرفت و انگلستان را فاتح و پیروز کرد اولین پیامش این بود که من جز اشک و خون و آه برای شما هیچ ندارم ولی یک چیز دیگر هم گفت، گفت من این اراده را دارم و ملت انگلیس این اراده را دارد که بر مشکلات فائق بیاید، امروز هم فایده ندارد، آقایان که ما بنشینیم و بگوئیم دنیا خوبست و ما آب گوارا مینوشیم ما بیائیم این جا و بگوئیم بد است، بد است، بد است و این اراده را داریم که خوبش بکنیم و آن چیز را که از گذشت از فداکاری، از خود گذشتگی که باید بروز بدهیم برای این کار قدرت و جرات و شهامت این را داشته باشیم که بکنیم اگر به ما گفتند که همه چیز خوبست من از شما سئوال میکنم کدام دولت است که میخواهد به شما کمک بکند، کدام دولت است که بخواهد با پشتیبانی خودش رفع این محظورات را از شما بکند ولی اگر گفتند که ما نیازمند هستیم به کمک شما و این کمک شما را در عالم استقلال خودمان میخواهیم آن وقت است که دولتهای دنیا و کسانی که خواهان رفاه و آسایش تودهها هستند به شما کمک خواهند کرد نکته دیگری که باید عرض کنم این است امروز کشورها دو نقش دارند یکی نقش ملی خودشان و دیگری نقشی که در کنسر دنیائی بازی میکنند، ما نقش ملی خودمان را چنانچه نشان دادیم عمل خواهیم کرد و در مقابل هرگونه تجاوز جزاینکه سر تسلیم فرود نیاوریم و جان خودمان را فدا نکنیم چاره دیگری نداریم و این کار را خواهیم کرد زیرا ایران و ایرانی در اعماق قلبش ایران دوست است والا قادر نبود تاریخ مشعشع خودش را حفظ بکند (یک نفر از نمایندگان – به استثناء یک چند نفری که فرار خواهند کرد) ما آنها را ایرانی نمیشناسیم آنها را پارازیتها و زالوهای ایران میدانیم و بیان من هم در مورد همان زالوها است (صفائی – ولی منافع خودشان را بیشتر از همه میبرند) خوب شما قدرت داشته باشید جلوی منافع آنها را بگیرند این نقش ملی ما است که در مقابل هرزورو تجاوزی فقط جان خودمان را در دست بگیریم و سینه مان را سپر بکنیم این کار را من یقین دارم اکثریت ملت ایران، قاطبه ملت ایران خواهند کرد چون آنهائی که فکر فرار میکنند و میروند خیلی معدود هستند ولی یک نقش دیگر هم ایران دارد آن هم اهمیت جغرافیائی و اهمیت سیاسیش در دنیا است شما بروید و بگوئید اگر شما واقعاً میخواهید که ایران و موقعیت سیاسی و جغرافیائی ایران کمک شما باشد باید به این مملکت کمک کنید، دست تکدی دراز نکنید (صحیح است) بگوئید باید کمک کنید زیرا شما به ما احتیاج دارید و برای موقعیت ما است که ما را میخواهید (صحیح است) و اما ضمناًهم بگوئید که دیگر ایران رمقی ندارد (صحیح است) بگوئید اشغالگری شما بگوئید شما این مملکتی را که پل پیروزی نام نهادید اینها کمر این مملکت را خورد کردهاست و دیگر خون در عروقش نیست شما اگر بخواهید واقعاً باین کشور رمق بدهید باید بدون شرط، بدون چون و چرا به این کشور رمق بدهید، کمک بکنید آقایان اگر مریض خیلی سخت باشد اول بهش خون تزریق میکنند قبل از اینکه بدانند چه عملی باید با او بکنند خون تزریق میکنند تا رمقی در او ایجاد بکنند غیر از این است آقای دکتر؟

نمیشودهم آدم آزادیخواه باشدوهم چیزی را که برای آزادی اختناق بوجودمی آوردقبول داشته باشدمن ودوستان من وبرادران هم مسلک من یعنی اعضای مجمع مسلمانان مجاهد طرفدارنظم مطلق مملکت هستیم. حتی پیشنهاد میکنم از این دهات خراب خالصه را که نزدیک تهران است خوبست باین کانون واگذار کنند تا باغیان و زارع و گل کار تربیت کند با اصول فنی اما اصل موضوعی که در اول دوره پانزدهم مورد تقاضا بود و یکی دومرتبه هم تذکر دادم موضوع امنیت قضائی است در کشور و قطع تماس مامورین در امور مردم چنانچه این دو اصل اصلاح شد اطمینان داشته باشید صدی پنجاه بدبختیهای این مملکت اصلاح خواهد شد باز برای رفع هرگونه تعبیر خلاف واقعی ناچار به تذکر این حقیقت هستم که جناب آقای دکتر سجادی که در راس قوه قضائیه فعلا قرار دارند شخصاً مردی هستند مورد علاقه اغلب آقایان و بنده که بسیار به ایشان علاقه دارم زیرا در دوره خدمات دولتی ایشان در صفحه کارهای ایشان یک نقطه تاریک بنده سراغ ندارم اما وضع دادگستری ما خیلی بداست امنیت قضائی نیست هیچکس امنیت ندارد در این کشور حتی خود جناب آقای دکتر سجادی هم امنیت ندارند چون ما وارد زندگی مردم هستیم و میدانیم و این موضوع را هم باز نگفته نگذارم که در وزارت دادگستری قضات شریف پاکدامن و قانعی هم وجود دارند که در کمتر از سازمآنهای ما نظیر این اشخاص پیدا میشوند اما خوب در اقلیت هستند و وضعیت درست نیست دستگاههای هم آهنگ نیست و با نبودن عدالت اجتماعی بنده معتقدم ناشی از ضعف قوه قضائی است آن مطلب دامنه بسیاری که بیان من قادربادای حق مطلب نیست مضافاً باینکه وقت هم کافی نیست یکی از تشکیلاتی که به اساس امنیت قضائی لطمه زده به عقیده بنده این دادگاههای اختصاصی است این کاپیتولاسیون داخلی است این یعنی چه؟

قانون اصلاح ماده ۴۳ قانون استخدام نیروهای مسلح شاهنشاهی – مصوب ۲۷ آبان ۱۳۴۴ مجلس شورای ملی و ۲۰ دی ۱۳۴۴ مجلس سنا. نایب رئیس ـ آقای اردلان اردلان ـ جناب آقای وزیر دارائی در جلسه چهارشنبه ۱۷ اسفندماه ۱۳۲۸ مطلبی فرمودند از لحاظ اهمیت در مجلس سنا که بنده مجبور شدم این موضوع را در اینجا بحث کنم برای اینکه اگراین صحبت به زیان کشور تمام نمیشد بنده فرصت داشتم در موقعی که برنامه دولت جناب آقای ساعد مطرح میشود آن را عرض کنم ولی میترسم اولاًنوبت به بنده نرسد و این قضیه بماند تا بعد از تعطیل عید و این فرصت از دست برود و آن این بود که جناب آقای وزیر دارائی در بیانات خودشان فرمودند که در دوره گذشته برای اجرای برنامه ۷ ساله، لایحهای به مجلس شورای ملی داریم جهت نشر اسکناس و این لایحه معوق ماند و از مجموع بیاناتی که در مجلس سنا فرمودند اینطور استنباط میشد که این لایحه و اجازه نشر اسکناس برای اجرای برنامه ۷ ساله یک امر ضروری است از مخالفین سرسخت این لایحه در دوره گذشته بنده بودم و دلایل بسیارروشن و صحیحی داشته و دارم که ما در این چندسال اولی که حداقل دو سال یا سه سال که میخواهیم برنامه ۷ ساله را اجراکنیم به هیچ وجه احتیاجی به نشر اسکناس جدید نداریم و صحبت نشر اسکناس به عقیده شخص بنده و با مدارک و ارقامی که الان به عرض آقایان میرسانم موجب این میشود که اساساً برنامه هفت ساله اجرا نشود (صحیح است) (خسرو قشقائی – حالا هم نمیشود) آقایان نمایندگان محترم توجه بفرمایند که هزینه زندگی با تمام تدابیری که دولت میگوید اتخاذ میکنم باز هم پائین نیامده و بلکه بالاتر میرود وقتی بر قم نگاه بکنید میبینید اگر هزینه زندگی را در سال ۱۳۱۵حد وسطش را شاخص هزینه کل ۱۰۰ قراربدهیم در آبان ۹۳۵/۱۳۲۸ است یعنی بیش از نه برابر زندگی گرانست و در تمام مدتی که متفقین در ایران بودند و قشون آنها در ایران بود زندگی در حدود همین پایه بود و بین ۹و۱۰ برابر بود بنابراین از سال ۱۳۲۱ به بعد این هزینه زندگی هیچ وقت پائین نیامد مسلماً این یک دلیلی دارد آقایان نمایندگان محترم توجه بفرمائید در سال ۱۲۹۶ یک قحطی در ایران به وجود آمد قیمت همه اجناس رفت بالا، برنج که در حدود پنج ریال بود به ۳۰ ریال رسید ولی سال بعدش آمد پائین چرا از سال ۱۳۲۰ به این طرف هزینه زندگی که رفته بالا پائین نمیآید لابد یک دلیلی دارد جستجو بکنید، و در برنامه اگر به بنده فرصت رسید در این خصوص مفصل بحث خواهم کرد ولی چیزی را که در مقدمه عرض خودم عرض کردم این بود که ما احتیاج به انتشار اسکناس جدید نداریم شما تصور میکنید که یک فردی امروز با یک چمدان پر از اسکناس که در حدود پانصد هزار ریال باشد برود در یکی از کافههای شهرتهران بخواهد این را در ظرف چند ساعتی که در آنجا هست خرج بکند این برایش مقدور نیست، رستوران گنجایش این اندازه خرج را ندارد هر قدر سفارشی بدهد هر قدر شیرینی و چای و هرچه در آن رستوران باشد باز هم پول او زیاد میآید ما در کشوری زندگی میکنیم که در حدود سی کرور جمعیت دارد یک عده از افراد این مملکت که اکثریت این کشور را تشکیل میدهند در کارهای کشاورزی هستند که ما اگر بخواهیم آنها را از پشت گاوآهن برداریم، برعده بیکاران کشور افزدهایم بنابراین ما در حدود افراد بیکاری که در این کشور داریم باید یک کارهای تولیدی به تدریج بکنیم اگر شما بخواهید در آن واحد چندین کارخانه قند در ایران نصب بکنید و بکار بیاندازید در آن واحد راهها را بسازید، در آن واحد سدها را بسازید در عمل میبینید که آقا مقدور نیست این کارها را باید به تدریج انجام شود بتابراین ما در آن سالهای اولی که میخواهیم برنامه ۷ ساله را شروع بکنیم احتیاج به این اندازه پول نداریم و این صحبت نشر اسکناس جز اینکه هزینه زندگی را ببرد بالا کار دیگری نمیکند آن کارگری که ۳۵ ریال بر آورد کردیم که در انجام برنامه ۷ ساله به هر عملهای ۳۵ ریال بدهیم و اجرا بکنیم مزد عمله میرود بالا و تمام برآورد ما را به هم میزند، تمام نقشه ما را به هم میزند حالا بنده یک ارقامی را برای آقایان میخوانم خواهش میکنم که این ارقام را توجه بفرمائید.

این بود که استعفا بدهند و خودشان را در آن دستگاهی که این همه جنایات رابعمل آورده شریک نکنند ایشان که استعفا ندادند هیچ این دستورات را طابق النعل بالنعل انجام دادهاند و در قانون منطق بشریت وانسانیت این عمل جرم است کمک کردن به جانی وجنایتکارجرم است گواین که در این قانونهایی که ازتراوش مغزمن وشماست برای این جور جرمها جزایی معین نشده باشداماکمک کردن به ظالم جرم مسلمی است بنابراین من میتوانم باز هم ازطرف خودم به جناب آقای وزیرکشورباکمال احترام عرض کنم که بنده ازجواب حضرتعالی هیچ چیز دستگیرم نشد من آخرنفهمیدم قوام چی شده من نفهمیدم آنهایی که آنروزمسئول بودنددرآن کشتاردسته جمعی کارشان بکجامنتهی شده آیا ازرئیس شهربانی سوالی شده آیا ازفرماندار نظامی سوالی شده بنده عرض کردم که فقط اضعف عاملین جنایت آن روزراگرفتهاند سرهنگ قربانی و ستوان فاطمی راگرفتهاند این بیچاره این قدرشوربود که ماهم دراینجاکتکش زدیم آنهایی که دراینکارخیلی خیلی دخیل بوده وخیلی مقتدربوده آنهاچه شدهاند و بعد چه میشوندمن این سوال راداشتم واین مقصودراداشتم ودرسوال کردن و اصرار اطلاع دراین موضوع هیچ چیزی درش نبودهاست جزاین که خواستم چیزی را که ملت بمن ماموریت داده وبمن امر کرده اجراکنم والساعه درمقابل ملت ایران تذکرمیدهم مردم آنچه که وظیفه یک نماینده بودهاست کاملا انجام دادهایم ما وظیفه داریم از دولت بپرسیم تعقیب کنیم که در این امورات و سایر امورات چه کردهاند دیگر این دولت است و آقای وزیرکشور و سایر مراجع قانونی و رسمی است که بای دبروند و تحقیق کنند بنابراین از تمام مردم از تمام دستجات از بازماندگان شهدا تقاضامیکنم که بعد از این مستقیما بخود آقایان مراجعه کنند.

مدت طولانی تهران فقط یک شفاخانه در مرکز شهر داشت که دقیقا در گوشه جنوب شرقی ارگ روبروی جلوخان مسجد شاه (امام) واقع شده بود. اقتصاد کشور ما دچار بحران شده و اگر یک قشون اجنبی هجوم به کشور ما آورده باشد من بدتر میدانم من متاسفم نمیتوانم اینجا صحبت کنم ولی از جائی که خوب برهمه آقایان معلوم بودهاست که ما اوضاعمان بد است در اطراف بدی اوضاع هم صحبت کردن یک چیز زایدی است ولی این مطالبی را که بنده اسم بردم از وزارت اقتصاد ملی یعنی این وزارت اقتصاد ملی که کاپیتان ببخشید ناخدای کشتی اقتصاد ما است من نمیدانم چه کرده ولی آنقدر میدانم که تمام صادرات خوزستان از کنجد، بزرگ، کتیرا و خرما همین خرمائی که سالی ۲میلیون دلار از امریکا پول به این کشور میآورد الان موجود است و امسال هیچ چیز صادر نشده تمام آنها موجود در انبارها است به طوریکه شنیدم پسته سیرجان و دامغان و رفسنجان و فرش کرمان و خشکبار آذربایجان که بنده آنجا را دروازه ایران میدانم دیدهام چه خشکباری از آذربایجان صادر شدهاست حالا هم ماندهاست در انبارالبته بازرگان باید بازار پیدا کند ولی وضعیت تهیه بازار روی اوضاع دنیا و بعکس فرضاً امریکا پسته ما را نخرد نمیشود در دریا ریخت کشورهائی هستند که از حیث ارزی دچار اشکال هستند ولی ما میتوانیم یعنی وزارت اقتصاد ملی میتواند یک معاهداتی معاملاتی، پیمانهائی ببندند در مقابل این اجناس جنس بیاورد خوب یک حساب دو دو تا چهار تا است میگویند چرا ما دچار بحران شدهایم شما یک پوست گاو میش را آب پرکنید تا بعد از ظهر قطره قطره از او بچکد هیچ ازش نمیماند ما در سال ۱۳۱۸ بیست و پنج هزار تن خرما بنده صادر کردم آمار گمرک هست ببینید از سال ۱۸ تا ۲۱ و ۲۲ چه ارزی وارد این کشور شدهاست من دیروز رفتم این را تحقیق کردم صادرات مال در سال ۲۸ فقط در حدود ۸ میلیون پوند ارز صادراتی داشتیم آقا به خدا من تعجب میکنم ۸ میلیون پوند ارز صادراتی در مقابل میلیاردها واردات چطور میخواهید ما سر پا بمانیم، چطور ما بتوانیم اظهار حیات کنیم، این چطور میشود من نمیفهمم من از نظر اینکه حرفهام بازرگانی است من ناگزیرم به آقایان وکلا عرض کنم که شما وکلای شهرستآنها هستید بیائیم محض الله برگردیم پشت سرمان را ببینیم که ما از کجا انتخاب شدهایم اینهائی که مارا انتخاب کردهاند اینها چکار میکنند وضعیتشان چیست تمام محصولشان الان آمده، ما هیچ چیز نداریم باید گفت که ما امنیت اقتصادی نداریم، امنیت فقط آن نیست که خانهها محفوظ باشد یا طرق و شوارع محفوظ باشد امنیت اقتصادی اینست؟

دیدگاهتان را بنویسید