لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

دوره ی صفویان از حیث سیاسی ، مدنی ، اقتصادی و هنری یکی از دوران های مهم و قابل ملاحظه ی ایران است . از ویژگی مهم دوره ی سامانی تدوین تاریخ ایران و داستان های ملی این مرز و بوم به زبان فارسی است . دوم اینکه راه یابی زبان عربی در فارسی علل متعدد داشته است که عمده ترین آن این است : در این زمان تعلیم و تعلم زبان عربی به طور گسترده در ایران رایج شده بود . دوم اینکه پایگاه ها و مراکز زبان فارسی در خراسان و عراق و دربارهای خاص ادب از میان رفت .

از اواسط قرن دوازدهم تا اواسط قرن چهاردهم ، دوره افشاریان ، زندیان و قاجاریان است در دوران قاجار زبان فارسی دستخوش تحولات سریع گردیده است ، در این دوره اوضاع سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ایران از ابتدای تاسیس سلسله ی قاجار ، با شتاب دستخوش تحول عمیق و اساسی شد این تحولات در زبان ادبی و ملی تاثیر شگرف گذاشت که به موجب آن دوره ی دیگری را در فارسی فراهم ساخت . هنگامی که زبان عربی زبان دینی ایرانیان شد ، آنان به نگارش و تحریر قاموس های عربی همت گماردند .

سوم اینکه ، اساتید زبان فارسی که معلم بودند و به آموزش دیگران اشتغال داشتند در این دوره همگی از بین رفتند . اما اینکه چگونه زبان فارسی در این برهه از زمان در خارج از ایران گسترش یافت ، در جای دیگر بدان پرداخته خواهد شد . ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات انها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است .

ادبیات فارسی در عهد صفویان مراحل انحطاط را سپری کرده است . زبان فارسی و ادب ملی پس از بحران به وجود آمده انتظار داشت تا خسارات گذشته با گسترش و توسعه ی ادبیات فارسی جبران گردد . از عجایب آن روزگار این است که پادشاهان و سلاطین عثمانی به زبان فارسی سخن گفته و برای فراگیری آن اظهار علاقه می کردند ، اما صفویان عشق خویش را به زبان ترکی در معرض نمایش گذاردند . بهرام گور به هر زبان سخن گفتی؛ به وقت چوگان زدن پهلوی گفتی، اندر حربگاه ترکی گفتی و اندر مجلس عامه دری گفتی.” (غ، ص: 11) در تاریخ سیستان ابیات مذهبی زردتشتی زیر را ابوالمؤید بلخی در شاهنامه خود ذکر کرده است و به نقل از بهار خراسانی و تذکر آن در تاریخ افغانستان ، تألیف عبدالحی حبیبی چنین آمده است: فرخته باذا روش خنیذه گرشسپ هوش همی پرست از جوش انوش کن می انوش دوست بذآگوش به آفرین نهاذه گوش همیشه نیکی کوش (که) دی گذشت و دوش شاها! خدایگانا! به آفرین شاهی! و یا این سه مصرع را که مؤرخان عرب قبل از اسلام در سیستان افغانستان نوشته و ذکر کرده اند: آبست و نبیذ است وعصارات زبیب است سمیه روسپیذ است اسد ابن عبدالله در سال 108 هجری که حکمران بلخ بود. زمانی که به آنطرف دریای آمو گذشت و در جنگ بدست امیر ختلان شکست خورد و دوباره سرافگنده به بلخ برگشت. مردم باین ابیات و هنر شعر به زبان دری او را هجو کردند و سرودند که: از ختلان آمدیه برو تباه آمدیه آبار(ه) بازآمدیه خشک و نزار آمدیه بگونهء ایجاز و کوتاه میتوان بگویم که ابیژه و برگزیده دری و اویستایی که از بلخ و بلخیان و آریایی ها برخاسته است در زبان پهلوی فارسی نیز اثر گذاشت و آنرا به عنوان یک لهجه یا متأثر شونده از زبان دری در غرب خراسان شکل داد و این کلمه هادر دربار هخامنشی هانیز استفاده زبانی میشد. کلمه “اپگان” یا “افغان” که به معنی غیور و با شهامت است به عنوان یک افتخار، جزء القاب و نشانه های بلند مرتبه گی شاهپور دوم شاه ساسانی یاد میشد و پیشوند القاب او بود. زیرا شاهپور دوم همانند افغان ها با شهامت و راستکار بود و این مطالب را در کتیبه های بازمانده در “بیستون” میتوان خواند و منحیث اسناد و مرجع برای نوشته های تحقیقی بکار میتوان برد. ابو حفص سغدی از اولین شعرای زبان دری در قرن اول هجری در افغانستان است. و در قرن دوم هجری شاعردیگری بنام ابوالعباس مروزی در خراسان میزیست. خراسان (افغانستان قدیم) و ادبیات دری ابومسلم عبدالرحمن خراسانی که بنیان گذار دولت مقتدر خراسان و جدایی افغانستان از دولت امویه بود، متولد شهر “سرپل” ولایت بلخ در شمال افغانستان است که به زبان و ادب عرب نیز مهارت و آگاهی کامل داشت. وی در سال 124هـ.ش/129هـ.ق./746م. بیرق سیاه را در شهر “مرو” برافراشت و خود را شهنشاه خراسان اعلان کرد. او در مدت دوسال تمام شهر های افغانستان را از قیمومیت اموی ها آزاد کرد. در خراسان زمین زبان و ادبیات دری با لهجه های متفاوت منطقوی آن، در همه جا رایج بود که مهمترین لهجهء قدیم زبان دری “سغدی” و “تخاری” است.اولین شاعر زبان و ادبیات دری هم ابوحفص سغدی نام دارد. زبان دری تخاری تا هنوز هم در مناطق شمال افغانستان و در ولایات بدخشان، تخار،بلخ و دره های پنجشیر و اندراب زنده مانده است و بیانگر اصالت، قدامت و پخته گی زبان دری است. زبان دری منحیث زبان اصلی و مادری مردم افغانستان توانسته در برابر نفوذ فرهنگی و زبانی بیرونی مقاومت نماید و خود رابا وجود سهل انگاری دولت های بی تفاوت وقت که هیچ توجه به ارزش های زبانی و ادبی نداشتند، نگهدارد. همچنان از زبان های همگون که با لهجه ء دری وجود دارد می توان از آذری، هراتی، طبرستانی، خوارزمی،کردی و نهایتاً فارسی نام برد. زبان فارسی بازماندهء زبان پهلوی و لهجهء متأثر شونده از زبان دری است. کسانی که زبان دری اکنون بنام “فارسی قدیم” و یا ” فارسی دری” یاد می نمایند، دو گروه متفاوت اند: یک کسانی اند که دری را بعنوان زبان مستقل پذیرفته اند و قدامت و استقلال زبان را با تفاوت های آن با فارسی درک کرده اند. ولی بخاطر اینکه کلمه “دری” در زبان محاوره کمتر استعمال شده است و نفوذ کلمه فارسی و فارس بعد از دورهء صفوی ها و ایستلای آنان بر کشور ما نسل به نسل مورد استفاده بوده است و اکنون که آنان بخواهند روش و دگرگونی کلمه را از “فارسی” به “دری” بیان دارند، شاید برای مردم عام نامأنوس باشد، لذا کلمهء ” پسوند “فارسی دری” را بکار می برند.

اینان برای گسترش و ترویج زبان ملی ، همواره شاعران ، نویسندگان و مترجمان را مورد تشویق و احترام قرار می دادند . حکومت ها در این دوران به زبان فارسی علاقه نشان داده ، همواره به توسعه و گسترش آن در داخل و خارج تا کید می ورزیدند . در قوانین و مقررات آنان ، فارسی ، زبان ملی اعلام شد . یک از مؤرخین ارجمند افغان، علی احمد کهزاد می نویسد: ..” زبان پارتی از اینکه در ساحه نفوذ زبان اویستایی به میان آمده است بنابران مستقیماً ریشه اویستایی دارد..” (الف، ص41) ادیب ایرانی می نویسد: “..پارتها پس از ایستلای یونانیان از ناحیهء شمال خراسان برخاسته زبان آنان در قلمرو امپراتوری شان زبان پارتی و آن زبان رسمی و اداری بوده است” (ش، جلد اول، ص:25) یک تعداد از نویسنده گان ایران و افغانستان به استناد بیت فردوسی، کلمه “پارسی دری” را استفاده می کنند که گفته است: به تازی همی بود تا گـــــاه نصر بدانگه که شد در جهان شاه نصر بفرمود تا پارســــــــــــــی دری نبشتند و کوتاه شــــــــــد داوری در حقیقت منظور فردوسی لهجهء پارسی، متأثر از زبان دری است که در غرب خراسان(اصفهان، ری و دماوند) رایج بود.

دانشگاه و موسسات علمی در تهران و برخی از شهر های بزرگ ایجاد شد و صاحبان فکر و اندیشه توانستند از پراکندگی نجات یافته ، همه در یک مکان گرد آیند . منجیک (از لغت فرس اسدی ص262). ایرانیان و اعراب از ابتدا به فکر تدوین فرهنگ لغت نبوده ، شاید علت اصلی آن این باشد که ایرانیان چون زبان فارسی زبان مادری آنان است ، خود را از نگارش و تحریر لغت نامه فارسی بی نیاز دانسته و کمتر به تالیف فرهنگ زبان خویش توجه کرده اند . موضوعی در تاریخ زبان فارسی رخ داد که قابل توجه و مطالعه است و ان انتشار زبان فارسی در خارج از ایران است در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم دو تن از شاهان پیروز ایران ، یعنی ناصر الدین سبکتکین و پسر او یمین الدو له محمود شروع به پیشرفت و فتوحاتی در ولایت سند کردند .

در قرن پنجم و ششم ، زبان فارسی با زبان عربی آمیزش بیشتری پیدا کرده ، زمینه ی مناسبی هم فراهم گردید تا واژه های ترکی در ان راه یابد ، در این برهه از زمان حرکت مثبت و قابل توجه ، انتشار و گسترش زبان فارسی در خارج از ایران می باشد . اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد .

شاید شما هم مانند من از خود بپرسید که چرا باید از کتاب لند خرید کنم، اصلا چرا باید اعتماد کنم؟ یعنی چیزی از تالش تا استان فارس کم و بیش یک لغت برای آن وجود دارد، که آن هم در واقع باید دگرش کفچه/کپچه باشد ( کفجه در کردی) که در بسیاری جاهای دیگر هم استفاده میشده یا میشود. دیگر اینکه دین مبین اسلام در ایران در حال گسترش بود و مردم نیز علاقمند بودند تا قر آن و احادیث شریف را بیاموزند ، تردیدی وجود ندارد فراگیری عربی در حد وسیع و آموزش مبانی دینی موجب می گردد تا لغات و واژه های بسیاری در زبان فارسی راه یابد .

برخی از زبان ها ، با اینکه به اندازه ی عربی و فارسی قدمت و ریشه در تاریخ ندارند ، اما از لغت نامه ی جامع و روش و شیوه ی آسان فراگیری بر خوردار می باشند . واژه­ی اوپائیری سئن، در زبان پارسی دری تراش خورده و به گونه­ی پارس نوشته و خوانده می­شود. چهارصد سال پس از آن نیز، حافظ شیرازی شعر خود را هم پارسی می داند و هم دری. به عنوان نمونه ، هنگامی که دیدند کتاب ( کلیله و دمنه ی ) پهلوی ، مدروس شده و ممکن است مردم ایران براثر رغبتی که بدان دارند از ترجمه ی عربی آن که به دست عبدا لله پسر مقفع صورت گرفته بود ، استفاده کنند ، به ترجمه ی آن از تازی به نثر پارسی فرمان دادند .

ولی اینجا نیز ضرور میدانم تا آنچه که در داخل کتاب نیامده به آن اشاره صورت بگیرد. آنچه بر اطراف جامه دوزند. محققان و صاحبنظران ، نثر این دوره را نثری روان و طبیعی و مبتنی بر تکلم عموم و با جمله های کوتاه و روشن وخالی از ابهام ارزیابی می کنند . گفتنی است لغات ترکی که در فارسی رخنه کرده است ، در مقایسه با واژه های عربی بسیار نا چیز و غیر قابل ملاحضه می باشد . بنابراین زبان فارسی در این عصر و زمان ماجراهای ناگوار و درد ناکی را پشت سر گذارده است . بناء بی جهت نيست که قوانين اساسی افغانستان در گذشته و حال روی تکامل و انکشاف اين زبان منحيث يکی از دو لسان های رسمی و ملی افغانستان تاکيد ميورزد.

10،000 کلمات. این بالاترین سطح “تسلط به زبان” است که وجود دارد. نشانههای تاریخی رواج زبان فارسی هنوز در اصطلاحات روزمره رایج در میان مسلمانان و برخی از واژههای دیگر فارسی که از قدیم وارد زبان چینی شده و نیز کتیبهها و سنگ نوشتههای متعدد تاریخی که بهزبان فارسی در چین وجود دارد نمایان است. عده ای علت آن را سکونت ترکان و تسلط امرا و بعضی از قبایل ترک در آن ارزیابی می کنند علاوه بر این سلاطین صفوی علاقه و توجه خاصی به زبان ترکی نشان می دادند و غالب اصطلاحات دیوانی ، در باری و نظامی ترکی بوده است .

دیدگاهتان را بنویسید