لغت نامه دهخدا حرف ب

شیخ محمود کاشغری(380هـ .ق-477هـ .ق) کتاب عظیم «دیوان لغات الترک»(اوّلین لغتنامۀ زبان ترکی: ترکی به عربی)را که حاوی 7500تکواژ،290 ضرب المثل و220 قطعه شعر است و از حیث وسعت اطلاعات لغوی ،ادبی ، اساطیری ، ادبیّات شفاهی ،فولکلور و…شاهکاری بی نظیر است و بنا به نظر تمامی صاحبنظران بیطرفِ ترک و غیرترک نه «واژه نامه» بلکه «دانشنامه» محسوب میشود، بین سالهای 464 تا466هـ.ق تألیف کرده است. لابد به گمان صفا ادبیات ایران آنقدر شاعر پارس دارد که نام آفرینندۀ هنرمند«دیوان ترکی و فارسی» (نسیمی) و نام خالقِ بزرگ مثنویهای «بنگ و باده»(فارسی) و «لیلی و مجنون»(ترکی) و «دیوان ترکی و فارسی» و نویسندۀ «فرهنگ لغت جغتایی- فارسی» و…

پ.ن: از لحاظ ژنتیکی بین تورکان و مغولها تفاوتهای بسیاری وجود دارد و این دو، نژاد یکسانی نیستند. که با زبان های بلوچی و کردی و لری و گویش های تاتی و تالشی و بسیاری از گویش های شمالی و مرکزی و جنوبی ایران و زبان های ایرانی میانه چون پارسیگ و پهلویگ و زبان های ایرانی باستان چون پارسی باستان و مادی، گروه زبان های ایران باختری را تشکیل می دهند.

ازیکسو: وجود لغات همریشه وخویشاوند را، با فارسی دری می توان درزبان سانسكریت و اوستائی ( که لهجه ای ازسانسکریت هندی است ) هم درهمان حد زبان ” آري یا ” یِ هخامنشی ( پارسی باستان ) و زبان پهلوی اشکانی و ساسانی ( پارسی میانه ) نشان داد. یکی از نخستین آثار مربوط به محمد اقبال شاعر بود، که در غزلش سنن ادبی سلف نامورش را ادامه داد. منسوب به ایذج که قریه ای است از سمرقند و ابوالحسین محمد بن ابوالحسین ایذجی از آنجا است. خود عروض را هم شادروان بهار اقتباس از ضرب و ایقاع موسیقی ایرانی میشمرد که به وسیله ی اعراب (خلیل بن احمد) تنظیم شده ولی سپس به ایران آمده و اوزان چکامه و چامه و ترانه فارسی را متحول کرده و بدان نظم و نسق امروزی را بخشیده است.

علم اقتدار و سعادت) ادیب احمد یوکنگی (نویسندۀ عتبه الحقایق)،احمد یسوی مشهور به پیر ترکستان(نویسندۀ دیوان حکمت)، ناصر رابغوری( نویسندۀ قصص الانبیای ترکی)، شاهکار حماسی ترکان«دده قورقود» و… تاریخ بیهقی چ ادیب ص334). و نیز بیهقی در صفحات 422 ،925 و… خوب است که امثال بیهقی و نظام الملک کتابهایی در دربار غزنویان و سلجوقیان و دیگر ترکان ایران نوشتند و گرنه امثال صفا با تاریخ این ملّت چه میکردند! حمایت محمود غزنوی از زبان و ادبیّات فارسی با پرورش و نوازش بیش ازچهارصد و به قولی پانصد شاعر در دربار خود که شاخصترین آنها عنصری، فرّخی،منوچهری ، عسجدی و عیّوقی بودهاند (همان،صص،100و67/ نیز ن.ک.

این سخنان کهزاد فی الواقع درسی بود به خام اندیشانی که حقایق تاریخی را بزعم خود تحریف مینمایند مصداق سخنان او ، نتایج تحقیفات باستان شناسان مجرب بین المللی است. هجری قمری نامی در تاریخ نیامده بود که این زمان همان زمانی است که شیخ عدی به میان آنها آمده و طریقۀ «عدویه» را در میان آنها بنیان نهاده است. اصل مسئله قابل درک است و زبان ها به مرور زمان دچار تغییراتی می گردند، لیکن این تغییرات آن قدر نیست که بتواند ماهیّت زبانی را به کلّی دگرگون کند به گونه ای که مردمان چند قرن بعدی نتوانند به کلّی زبان نیاکان خود را درک کنند.

پروفسور بنو لندزبرگر که تحصیلات خود را در زمینۀ شرق شناسی در دانشگاه لایپزیگ آلمان در سال 1908 شروع کرد و از شاگردان آشورشناس معروف آلمانی، پروفسور هاینریش زیمرن بود که بعدا جانشین زیمرن در دانشگاه لایپزیگ شد. در واقع برای اولین بار در سال 1937 پروفسور لندزبرگر با توجه به علم زبانشناسی و همچنین با در نظر گرفتن یافته های باستانشناسی، ارتباط زبان گوتیان با زبانهای تورکی را مطرح نمود و سپس پروفسور پاول دولکانوف، باستان شناس روسی با استناد به دیاکونف، مطرح کرد که گوتی ها خویشاوندان دور مردم امروز داغستان هستند که در زبان امروزی کومیک (تورکان شمال داغستان) نامیده می شوند.

همچنین وی در کلمات Ŝa-ar-la-ag و Aŝ-ŝar-la-ag پسوند lag در زبان گوتی را معادل lak در تورکی باستان می داند که بصورت -laɣ, -läɣ, -lïɣ امروزه استفاده شده و معادل قیدساز ly در انگلیسی می باشد. همچنین پسوند های egan و agan در زبان گوتی با پسوند -ɣan که تنها در زبان تورکی باستان کاربرد داشته و برای ساخت صفت از اسم مانند bazygan استفاده می شده است. اگر کسی بتواند از میان صفحات این همه کتابِ قطورِ تاریخِ ادبیّاتِ ایران از شاعران ترکی سرای ایران و یا شاعران دو زبانه و سه زبانه «یک بیت تنها یک بیت ترکی» مثال بیاورد، شخصا به او جایزه خواهم داد!

قپچاق ها حدود سه قرن پس از استیلای برخی از اقوام مغول بر قزاقستان در این مناطق حضور یافتند و وجود اشتراکات ژنتیکی در سمت مادری بنا بر نظر برخی محققان حاصل از ازدواجهای بین این دو قوم می باشد. پس از سقوط ساسانیان، زبان نوشتار نخست هنوز همان زبان پارسیگ (و تا حدودی پهلویگ) بود، چنان که بیشتر آثاری که از این زبان ها در دست است، تالیف یا نوپردازی هایی است از همین سده های نخستین هجری، ولی نام این زبان ها دیگر از پارسیگ و پهلویگ به پارسی و پهلوی تغییر یافته بود و از همین روست که ابن مقفع صورت معرّب آن ها را فارسی و فهلوی ثبت کرده است.

یهودیان است، که برای عبادت بر شانهایشان قرار میدهند، “که در حاشیه های آن در چهار طرف نخ هایی بافته شده آویزان هستند”، معمولا تالیت نوارهای راه راه با رنگ ها وطرح های مختلف دارد . بهمین ترتیب دارا شکوه شاهزادۀ دانشمند آل بابر با تخلص (قادری) دیوان شعری دارد. وی مطالعاتی تحت عنوان ارتباط زبان گوتیان و تورکی باستان دارد که با تلاشهای پروفسور کمال بالکان، مدیر سابق دپارتمان سومرشناسی دانشگاه آنکارا که از شاگردان پروفسور لندزبرگر بوده جمع آوری شده است. به عنوان مثال لندزبرگر مطرح می کند که طبق الواح اکدی پرکاربردترین عنوان حاکمان گوتیان، لفظ Yarğa:n می باشد که معادل لفظ قاضی یا دادرس در زبان تورکی بوده و می توان به عنوان تریبون (مقامی در ارتش) نیز معنی نمود که ایشان لغاتی از همین ریشه و معنی مانند Yarğan Tarxan و Kutluğ Yarğan Suci در نوشته های اورخون و Bu-Yurgan در منابع یونانی پیدا کرده است که در معنای تریبون به کار رفته اند.

اکراد ایزدی یا به عبارت دقیقتر یزیدی طبق ادعای خود یکتاپرستند و خدا را می پرستند اما به هیچ پیامبر و امامی عقیده ندارند. همچنین وی لفظ iar در نام برخی حاکمان گوتی مانند ia-ar-la-gaaŝ را طبق نوشته های اورخون دارای ریشه تورکی دانسته و پسوند de را در انتهای نام بنیانگذار حکومت گوتیان با ریشۀ تورکی باستان می داند. این مقاله با استفاده از ارتباطات زبانی بین گوتیان و تورکی باستان اثبات می کند که تنها زبان نزدیک به گوتیان در بین زبانهای همسایه زبان تورکی باستان می باشد.

تنها صوت « آ » و سه حرف « پ » ، « چ » ، « گ »، دارای بیشتر از( 90 % ) نوددرصد لغات فارسى هستند و دلیل آنهم نبودن مخرج « فونم » هاى فوق در زبان عربى است. لغت ترکى این حرف حدود ( 2% ) است و از آنجمله اند كلمات باجناق، بقچه، بیرق. در آزربایجان غربی نیز ژن مغول در سمت پدری ساکنان امروز آزربایجان حدود 0.5 درصد (یعنی نزدیک به صفر) مشاهده شده و بیشترین درصد این ژن در بین ساکنان امروزی یزد، مازندران، هرمزگان و با درصد بالاتری در پاکستان مشاهده می شود.

دیدگاهتان را بنویسید