قانون برنامه چهارم توسعه/فصل پنجم – ویکینبشته

بزرگترین شهربازی شهر تبریز در پارک باغلارباغی قرار گرفته و بیش از دهها دستگاه و تفریحات مهیج و متنوع در آن وجود دارد. به نظر بنده این رقم بسیار مبالغه آمیز بود مضافا به اینکه مطابق آمار نسبت صحیحی که وزارت کار از صنایع عمده کشور تهیه کردهاند و به صورت کتابی چاپ شدهاست و برای نمایندگان محترم و سناتورها فرستاده شدهاست (معین زاده- همه اش غلط است) نسبت صحیح است در اینجا تعداد کل دستگاههای قالی بافی تمام شهرستانهای آذربایجان دو هزار و چند دستگاه است (گنجه- تمام آذربایجان؟) بله (گنجه- غلط است اشتباه است) جناب آقای گنجه عرض کردم صورتی است که وزارت کار چاپ کرده حالا وقت کم است و الا بنده یک یک شهرستانها را که اسم برده برای آقایان قرائت میکردم ولی وقت بنده کفایت نمیکند حتی دستگاههایی را هم که دایر نیست در اینجا متذکر شدهاست.

اگر شما این ابنیه مفصل دولتی را به او مجانی بدهید این ظلمی است که به دولت شده و دولت هم البته آنچه که دارد متعلق به ملت است این را توجه بفرمایید در کمیسیون با ریز و رسیدگی کامل و مثلا از قریه امین آباد که خالصه دولت است در آنجا یک ابنیه واعیانی هست که اگر واگذار کنند به کسانی میدهند کسی میآید بیجهت این را میبرد بدون اینکه چیزی بدهد به دولت این رابنده عرض میکنم که کاملا این دو قسمت تفکیک بشود چون آنچه که مربوط به زارع است گفتهاند مجانی بدهند (شوشتری – عرصه بنا مال صاحب ملک است هر که باشد) بهر صورت بنده خواستم توضیح بیشتری بدهم چون در کمیسیون قوانین دارایی بودم و خوبست که آقای وزیر دارایی یا آقای مکرم هم توضیحاتی بدهند که مطلب روشن بشود.

مهندس حسیبی – بنده که الان صورت مجلس رامطالعه کردم یک اشتباهات چاپی دارد تصحیح میکنم ومیدهم باداره تندنویسی و مقام ریاست اجازه بفرمایند که تصحیح شود. ماده واحده ـ اجازه داده میشود مطابق تشخیص و تصویب هئیت دولت در حدود پنجاه میلیون ریال از محل درآمد عمومی سال ۱۳۲۹ کشور در اختیار سازمان برنامه بگذارند تا بر طبق تصمیمات متخذه از طرف دولت برای عودت دادن افراد بمنازل و محل کار خودشان و مشغول نمودن آنها بکارهای راهسازی و کشاورزی و امور عمرانی دیگر بترتیبی که سازمان مزبور مقتضی بداند به مصرف رسانیده و وزارت دارایی اسناد آنرا که سازمان برنامه روی مقررات خود تنظیم و پرداخت مینماید پذیرفته و بخرج منظور گردد.

اما عیبی که به نظر من میرسد آن عیب این بود که همان اشخاص با داشتن یک جای مهر مثل حسن صباح که آن پوست گاورا درست کرد و گفت به اندازه یک پوست گاو به من زمین بدهید گفتند حرفی نداریم بعد رفت پوست گاو را رشته کرد وکشید دور قلعه الموت و آن قشقرق را برپا کرد حالا آقایان هم جا پا میخواهند که بروند در ده خالصه جاپائی بازکنند و شروع کنند به منفعت بردن و پول منفعت دادن به رعیت و رعیت را بیرون فرستادن و سال دوم به شما اطمینان میدهم که در آنجا این ملکی را که شما واگذار میکنید به رعیت و این اسباب حیات اوست از آنها بخرد و دوباره یک مالکیت عمده مهمی در آنجا باشد باز مرافعه این را داشته باشیم که اینجا باید مالک باشد بنده نگرانیم از این است بنابراین به عقیده بنده یک نظری بنده دارم شاید مورد پسند اقایان هم واقع بشود موضوع ابنیه رعایا کلیه مال آنها باشد اما موضوع ساختمانها و ابنیه غیر رعایا میگویم که اگر کسی ساکن در ده بودیعنی محل اقامت دائمی او در آن دهاست و در آنجا ولو باغ بزرگ درست کرده به او میدهیم اما اگر کسی پنجاه تا سیصد تا چهار صد تا این جور احداثات در اطراف و اکناف مملکت دارد (فرامرزی ـ همهاش مال خودش است) من نمیگویم مال خودش نیست آقای فرامرزی عرض میکنم ما که داعی نداریم به اوارفاق کنیم فروش خالصجات را اگر آنها میخواهند خالصه بفروشند و خالصه بخرند یک بحث جداگانهای است باید مزایده بگذارند نمیشود که این زمینها را ببرند و بعد ۸ برابر قیمت بگویند دو کیلومتر را برداشته دیوار کشیده و باغ زده این عایدی برای دولت نداشتهاست تا قیمت آن معین شود، چه جوری قیمت این را برای دولت معین کنیم اما برای رعایا کسی که ساکن است در آنجا مانعی ندارد حتی یا کار و این خوش نشینهای دهات را هم من موافقم که باغ و خانه اگر دارند مال آنها باشد اما یک خارجی غیر ساکن ده را در آنجا نفوذ دهند اگر هم عرصهای آنجا هست آن عرصه را به مزایده بگذارند طبق اصول شاید یک کسی پیدا شود که بهتر بخرد، بنابراین عرض میکنم که اگر این ماده را آقایان تصویب کنند یک جا یا و راه پایی گذاشتهاند و قول میدهم که در ظرف دو سال رعایا را مالکین املاکشان را بخورند و جنسهای آنها را هم مفت بخرند و هیچ اقدامی هم در آنجا نشود این را بنده عرض کردم حالا اقایان میخواهید قبول کنید میخواهید نکنید.

امینی ـ بنده متاسفم که در مورد این ماده که بحث میشود آقای وزیر دارایی یا مخبر کمیسیون توضیحی نمیدهند چون این قضیه اینقدر مشکل نیست که در اطرافش صحبت میشود و گاهی هم احساسات غلبه میکند و مطلب را طوری ادا میفرمایند مثل اینکه حقی از کسی تضییع خواهد شد یا عملی میشود که یکی بیاید تمام آن ملک خالصه را ببرد بحث در این است، اغلب آقایانی که مالک هستند اطلاع دارند که د ردهات خالصه یا دهات دیگر یک باغهائی احداث میشود مخصوصا باغ احداث میشود و ای در حدود هر جریبی یک تومان الی ۱۲ قران به مالک میدهند و در آن باغ شاید جریبی صد تومان صد وپنجاه تومان میوه بدست میآید و به فروش میرسد اینکار را رعایا اغلب میکنند اغلب علاف است، بقال است که ساکن ده هم نیست و سرمایه دارد و آن باغی به خصوص، یا آن اعیانی به خصوص، آقای فرامرزی، قیمت زیادی دارد یعنی اگر امروز آن اعیانی که درحدود ۲۰ جریب باغ است (فرامرزی ـ در نتیجه آبادی او قیمت پیدا کرده) اجازه بفرمایید بنده توضیح عرض کنم، عرض کردم که یک کسی آمدهاست ویکجا را محصور کرده و آباد کرده ممکن است باغ بیست ساله باشد، سی ساله باشد از یک کسی به کس دیگر فروخته شده باشند که این اعیان به خصوص قریب ده هزار تومان باشد آنوقت این به مالک مثلا سالی صد تومان میدهد این اولش خالصه بودهاست و امروز اگر بخواهید این خالصه را این ملک را مجانی به صاحب باغ که آمده از دیگری که آباد کردهاست خریده این نظر صحیح نیست و جنابعالی را توجه میدهم که این از دیگری خریداری کرد، دیگری ایجاد کرده و بعد ازسی سال شما بیایید این را مجانی به مالکی بدهید که از خارج آمدهاست این زیانی است که به دولت میخورد، منظور اینست که اگر صاحب اعیان توافق میکند برای خرید عرصه در این جا میآیند یک توافقی میکند که آنهم در مواد دیگر تکلیفشان را معین کردهاست که خبرهائی که مرکب است از نماینده بانک، نماینده مالکین یا زارعین یعنی کس که خودش قسمتی را داشته باشد تعیین میکنند که ظلم نشود حالا قسطش دوسال باشد یا بیشتر باشد یا نقد باشد، آنطوریکه آقای کشاورز صدر فرمودند آن بحث دیگری است البته آن قسمتی که خانه زارع است مانعی ندارد که مجانا بدهند ولی اعیان دیگر که مفصل هست آنرا نمیشود به کسی داد که آمده از دیگری خریده والان هم قیمت گرانی دارد.

آژانس تأیید میکند که ایران اقدامات عملی اولیه را در طول دوره زمانی مشخص شده به مدت سه ماه اجرا کرده است. همچنین ضمن تأمین اعتبارات لازم، کلیه شبکهها و تأسیسات جمعآوری و تصفیه فاضلاب در دست اجرای استانهای خوزستان، گیلان، مازندران، گلستان و تهران و شهرهای مراکز استانها را تکمیل و به مرحله بهرهبرداری رسانده و مطالعات سایر شهرها را انجام و با توجه به اولویت به مرحله اجرا برساند.

ج – تقویت و بهبود مدیریت شهرداریها و سازمانهای محلی: به منظور ارتقاء کارآیی دستگاههای مسئول شهری و تعمیم روشهای مترقی اداری، مالی،مدیریت برنامهریزی و تربیت کادر مورد نیاز، برنامههای لازم در رابطه با مراکز آموزش عالی برای شهرداریها اجرا خواهد گردید. جناب آقای ناظرزاده نماینده محترم یادداشتی دادهاند که از رفسنجان کرمان هم شکایت زیادی از مالکین و زارعین و بازرگانان و دامداران رسیده که چرا دولت با منع صدور پشم و پنبه راضی به زیان عده زیادی از مردم کشور شدهاست و حاضر است برای کمک به عده معدودی خسارات جبران ناپذیری به تعداد زیادی از افراد کشور وارد سازد این یک مطلب خیلی بدیهی است و همینطور هم که بنده گفتم همه علاقه مندیم به کارخانجات داخلی ولی باید آن مقداری را که احتیاج دارند تعیین بکنند و بخرند مضافا به اینکه بانک ملی یک کمک بسیار بزرگی به کارخانجات کرده و آن اینست که به میزان پنجاه در صد قیمت پشم و پنبهای که آنها میخرند به طور وام به ایشان میدهد (شوشتری – میخواهند کیلویی ۳ ریال بخرند) (مهدوی- بعد خودشان صادر بکنند) به هر حال در جلسه گذشته آقای صدری فرمودند که دانشجویان آموزشگاه عالی بهداری مشهد شکایت کردهاند که وزارت فرهنگ قرار بودهاست برای تکمیل کادر استادی آموزشگاه چند استاد از خارج استخدام نماید و اقدام نکردهاست الی آخر لازم میدانم توضیح عرض کنم که مطلب اینطور نیست که آقای صدری بیان فرمودند شکایت یا تقاضاهای دانشجویان آموزشگاه عالی بهداری مشهد که چاپ شدهاست و برای اکثر نمایندگان مجلس و سناتورها فرستادهاند به طور خلاصه این است که اولا دانشجویان میخواهند پس از ختم دوره تحصیل آموزشگاه بلافاصله در کلاس چهارم دانشکده پزشکی پذیرفته شوند و بعد از اتمام دوره دانشکده در نقاطی که کمتر از ده هزار جمعیت دارد تعهد خدمت خود را در وزارت بهداری انجام دهند.

میزان نخ و پشم مصرف شده در سال تقریبا در حدود هزار تن است تعداد کارگران از مرد و زن و بچه در حدود ده هزار نفر است پس معلوم شد که مصرف پشم این کارخانجات قالیبافی آذربایجان بیشتر از نیم متر محصول پشم کشور نیست که محتاج به جلو گیری از صادرات پشم به خارج کشور باشیم وضعیت کارخانجات اصفهان و سایر نقاط کشور هم تقریبا از همین قرار است معذلک مطلبی را که در جلسه اول اردیبهشت عرض کردهام تکرار میکنم که مجلس شورای ملی و دولت کمال علاقه را به ترقی صنایع کشور و توسعه کارخانجات داخلی مخصوصا قالی بافی داشته و دارند و از بذل مساعدت دریغ ننمودهاند اما این مطلب نباید سبب شود که از صادرات محصول پنبه و پشم کشور که در مقابل آن طلا وارد مملکت میشود و تنها از این راه است که سطح کشت پنبه و تولید پشم توسعه یافته (صحیح است) و بنیه مالی ملیونها نفر زارعین و دهاقین و کارگران زحمتکش و فقیر و بدبخت کشور تقویت میشود جلوگیری شود (صحیح است) بنابر این از جناب آقای وزیر اقتصاد ملی تقاضا میکنم با مطالعه دقیق و مشاوره با اطاق بازرگانی و شورای کشاورزی تصمیم قاطعی برای صادرات کشور با تسهیلات بیشتری بگیرند ضمنا مصرف پشم و پنبه کارخانجات داخلی را به مقدار تقاضای کارخانجات به نرخ روز خرید نمایند و راضی نشوند حاصل دسترنج میلیونها نفر زارع و دامدار با صدور تصویب نامههای متضاد حیف و میل و لطمه غیر قابل جبرانی به اقتصاد کشور وارد شود.

درنظراست بقدرمقدور بهداری فعلی درآتیه توسعه یافته مخصوصابیمارستانی که لااقل دارای ده تختخواب ومجهزبه وسائل پزشکی لازم ازقبیل رادیوگرافی وغیره باشد تاسیس گردد وازاین راه بهداشت کارکنان ادارات وابسته که متجاوزاز سه هزارنفروباخانواده آنها درحدود ۱۵ هزار نفرمی شودتا اندازهای تامین شود. مجلس ساعت ده و بیست و پنج دقیقه صبح بریاست آقای نورالدین امامی (نایب رئیس) تشکیل گردید. د. ت به شهریار که مرکز مالاریا است برای مبارزه با مالاریا نفرستادهاند (چند نفر از نمایندگان به هیچ کجا نفرستادهاند) موضوع قانون اجرای منع مشروبات الکلی هم که درمجلس شورای ملی به تصویب رسیده و به مجلس سنا فرستاده شده بنده یادآوری میکنم و جناب آقای شوشتری هم یادآوری میفرمایند و تقاضا میکنم مجلس سنا توجه بفرمایند و تصویب بفرمایند.

محمد ذولفقاری شوشتری. دکتر کاسمی. خلاصه شیر بی دم و سر و اشکمی است که امیدوارم با توجه وزیر دانشمند فرهنگ که خود استاد دانشگاه نیز نی باشند رفع این نقایص بشود (اردلان- انشا الله)ضمنا آقایان دانشجویاندانشکده پزشکی و آموزشگاه عالی بهداشت مشهد اطمینان داشته باشند که در انجام تقاضاهای آنها کوتاهی نشده و نخواهد شد (احسنت صحیح است) مطلب دیگر بنده راجع به شکایت متوالی تلگرافی و کتبی صاحبان وسائط نقلیه موتوری مشهد از دستگاه شرکت کارخانجات قند و شرکت ذغال سنگ و زد و بندیست که در عمل مناقصه حمل ذغال برای کارخانه قند آبکوه مشهد کردهاند (شوشتری – مثل همه جا) از جناب اقای نخست وزیر استدعا میکنم به شکایت تلگرافی اشخاص که در جلسه اول اردیبهشت ماه در اینجا مطرح کردهام و برای دولت فرستاده شدهاست توجه فرموده دستور رسیدگی بدهند و مقرر فرمایند مناقصه حمل ذغال سنگ را با رعایت مقررات و بدون اعمال نظر و حقه بازی آگهی منتشر نمایند و پیشنهاداتی هم که در تهران برسد به مشهد بفرستند در یک محل و یک روز قرائت کنند و هر کس برنده مناقصه شد به او بدهند.

دیدگاهتان را بنویسید