بنبست (داستان کوتاه) – ویکینبشته

تبریز محل سکونت ولیعهد در زمان پادشاهان قاجار بود اما تا نیمه دوم قرن 19 این شهر رنگ رونق به خود ندید. برای طراحی ساخت دوباره این اثر مسابقهای برگزار شد که در آن مسابقه غلام رضا فرزان مهر برنده شد و معماری این اثر بینظیر هماکنون به عنوان یکی از نمادهای مهم تبریز شناخته میشود. یکی گرفتاریهای جاری که تا اندازه ای کمابیش رفع شده و دیگری و کار دیگری که بتوانید خودتان را مشغول سازید . خوبست بنویسند هر کس اعیانی دارد عرصه اش را مجانی میدهیم، این خیلی بهتر است ولی ین به عقیده من یک قسمتش به ضرر دولت است چون ممکن است یک رعیتی در آنجا پنجاه جریب اعیانی صد جریب داشته باشد آنوقت این ممکن است که همه اش را ببرند یا نصف ملک را ممکن است ببرند سی نفر اراضی مرتب دایر این مملکت را ببرند مجانی و این ظلم است به بیت المال، این خلاف است این که باید یک کاری کرد که به قول تهرانیها نه سیخ بسوزد و نه کباب، هم آن رعیت بدبخت استفاده بکند و هم حق مشروع ملت از بین نرود مدت را باید اضافه کرد مقدار را هم باید محدود کرد و البته من دو تا پیشنهاد تهیه کردم که این را میدهم هم مقدار راباید محدود کرد و هم مدت را اضافه آنوقت درست میشود.

اشخاصی که در ضمیمه C و D و E قطعنامه ۱۷۳۷ (سال ۲۰۰۶)، ضمیمه I از قطعنامه ۱۷۴۷ (۲۰۰۷)، ضمیمه I از قطعنامه ۱۸۰۳ و ضمیمه I و II از این قطعنامه یا توسط شورای امنیت و «کمیته» بر حسب پاراگراف ۱۰ قطعنامه ۱۷۳۷ سال ۲۰۰۶ نامشان مشخص شده است. دکتر شایگان ـ علت ایران مسبوق است که پروند چیست؟ وقتی میگویند عرضه خانههای مسکونی را به رعایا مجانی بدهند فرض محال ممکن نیست یک دهی ۵۰۰ جریب باقی داشته باشد که اعیانی مال او و عر ضه مال دولت یعنی مال خالصهاست آنرا مجانی میدهند اگر مجانی است مقصود از این ماده چیست؟

در بازسازی نهایی این پل گذر روی آن را سنگفرش میکنند و دو جانپناه و پلکان درگاهی به آن اضافه میکنند. اعیانی اراضی خالصه چیزهایی است که متعلق به کشاورزان فقیر یا بی بضاعت یا کم بضاعت است ما باید یک عملی بکنیم که این اراضی را آنها بتوانند بخرند و منصرف بشوند، مدت پنجسالی را که در اینجا نوشته شدهاست به عقیده من کافی نیست (فرامرزی ـ مفت بدهند به آنها) اگر بخواهید این کار را بکنید بهتر آنست که این مدت را اضافه بکنید من عرض دیگری مربوط به این موضوع نداشتم و پیشنهادی هم راجع به این قسمت خواهم داد.

زیرا خالصجات یک سرپرست دلسوزی ندارد که درست بخواهد بیاید قطعات زمین را روشن کند و سهم هر کس را بدهد به همین جهت اشخاص آنجا آمدهاند باغ درست کردهاند خانه وباغ واصطبل و سایر خصوصیات گرفتهاند که اینها سالهاست پدر و فرزند درش زندگی میکنند و الان هم بهترین دلیل این است که چنانکه پریروز هم عرض کردم دعوی مالکیت نسبت به تمام اینهادارند هیچ خالصهای الان در فارس نیست که معتقد باشند به این که خالصهاست (صحیح است) تمام اهالی آنجا با جدیت بلکه توام با یک مقدار مدارک خودشان را مالک میدانند و اگر تمکین شدهاند برای خری و فروش و معامله برای اینست که رفع دردسری از آنها بشود و الادر صورتیکه اصلول محاکمه و طول کشیدن باشد محال است که بتوان در آنجا یک تکه زمین پیدا کرد لااقل بی دعوی (صحیح است) آنوقت دراین کیفیت اگر ما بخواهیم که املاک آنجا را یک قسمتش را فروشی قرار بدهیم یکعده خریدار برای آنها که حاضر بشود یک قسمت دیگرش را هم به نام خالصه و عرصه و اعیان درست کنیم این را فکر میکنم که اسباب زحمت بیشتری باشد بنده معتقدم به اینکه این ماده را قسمت اولش را تابع اصل کلی قرار بدهیم و قسمت اخیر را مجانی واگذار بکنیم به خود رعایاو بهر صورت تفکیک کردن آنچه را که عنوان عرصه و اعیان دارد و اعیان را که میخواهند از رعیت بگیرند اگر بخواهند به یک مدت چهار پنج ساله و مبلغ زیادتری از آنها دریافت بکنند این موجب میشود که داد و فریاد آنها زیادتر بلند بشود و ناراحت بشوند بنابراین بنده معتقدم که یک تجدیدنظری در این ماده بشود که قسمت اولش تابع اصول کلی باشد و قسمت دومش هم بایک توسعه بیشتر عمل بشود با رعایا که یک اختلاف جدیدی پیش نیاید و موجب نشود که این قانون که الان چند سال است گفتگویش است وبالاخره اینها همینطور نشستهاند و هر روز در انتظار این هستند که تکلیفشان معلوم بشود نه چیزی گیر دولت میآید و نه اینها عمران و آبادی میتوانند بکنند و در نتیجه یکمقداری به اراضی بایر اضافه میشود و موجب میشود که اگر یک ششماه یک سال دیگر بگذرد اینطوری که قانون گفتهاست که وزارت دارایی و اگذار کند به بانک و بعد بانک برود رسیدگی بکند و بخواهد به رعایا بفروشد بنده میبینم که در اینجا هیچکاری انجام نشده و بعد باز در اینجا قانونی میآوریم برای فروش اراضی بایر دولت و دیگر اسم خالصجات را هم نمیآوریم.

دکتر بقائی ـ اصل پرونده جعل است چی را رسیدگی کنند؟ نایب رئیس ـ رای میگیریم به فوریت اول اقایانی که موافقند قیام کنند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد. امامی خوئی ـ اولا به نظر بنده این ماده شش یک اصلاح عبارتی لازم دارد نوشتهاست از طرف بانک به توافق یا با توافق به صاحبان اعیانی عرصه فروخته بشود این گنگ است اما اینکه آقای اردلان فرمودند که اگر گارژ یا دکان ساخته شدهاست البته تصدیق میفرمایید که خیلی کم خالصهای داریم که آنقدر آباد باشد که دکان و مستغلات و گاراژ داشته باشد این قبیل خالصه خیلی کم است ولی یک قسمتش را هم تصدیق بفرمایید که در این اعیانیها ممکن است پنجاه جریب بیست جریب باغ احداث شده باشد و این اراضی ارزش دارد نمیشود همانطور که فرمودند به طور رایگان به مالکین ان داد و راجع به پنجسال هم من مخالفم چون پنجسال یک مدت خیلی کمی است برای پرداخت قیمت آن عرصهها ممکن است بنده پنجاه جریب داشته باشم و درظرف پنجسال بتوانم بدهم ولی ۵۰ جریب قیمت اراضی بائر را از رعیتن گرفتن مشکل است (مخبر ـ از رعیت که قیمتش رانمیگیرند به رعیت مجانی واگذار میشود) توجه بفرمایید آقای دکتر معظمی فرمودند که با آقایان صحبت نکنید ولی آقایان حق دارند با بنده صحبت بکنند ولی من حق ندارم با آقایان صحبت کنم.

رضوی ـ قسمت عمده از مطالب را که بنده داشتم آقایان فرمودند ـ در ماده ۶ رویهمرفته یک بابی باز شده از برای جریان معامله که به نظر بنده اگر قسمت اولش اینطور نبود و تابع اصل کلی قرار میگرفت بهتر بود جزء اخیرش که راجع به خانههای رعیتی باشد واگذاری مجانی عملی است بسیار صحیح و ثواب برای خاطر انیکه یک عده بسیاری رعیت مدتی در یک ملکی زندگی کردهاند، خانهای هم دارند نشستهاند فرض بفرمایید حداکثر ۵۰ متر صد متر زمین هم داشته باشد این راهم واگذار بکنند به آنها مانعی ندارد، به رعیت هر چیز داده بشود مانعی ندارد اما خالصجات در نواحی مختلف صورتهای مختلفی ممکن است داشته باشد که بنده واقف نباشم ولی خالصجاتی که درفارس وجود دارد و بنده یکقدری در وضعیت آنجا روشنم اصلا تفکیک اراضی از همدیگر با تشخیص اینکه کدام قسمتش خالصهاست، کدام قسمتش ملکی است این اصلا تشخیص مشکلی است چرا؟

حاذقی ـ حسن نیت آقایانیکه معتقد هستند که اراضی املاک خالصه که اعیانی ان متعلق به غیر است مجانی واگذار شود محرز است اما باید دید که این اراضی که اعیانی آن متعلق به دیگران است آیا چه اشخاصی توانستهاند در املاک خالصه دولت اعیانی ایجاد بکنند من معتقد هستم که این اعیانیها متعلق به مالکینی بودهاست که در املاک خالصه توانستهاند یک اعیانی بوجود بیاورند ساختمانی بکنند وعلاقهای بوجود بیاورند چطور ما میتوانیم راضی به اینکار بشویم چون یک اصلی است که گفتهاند الزرع للزارع ولوکان غاصبا همینطور بنا وساختمانی که در این اراضی دولت انجام گرفته الان صاحبان آنها آنجاها را تصرف دارند اراضی هم متعلق به دولت است اگر ما اینجا بگوییم اراضی مجانا و رایگان به آنها داده بشود یک نازشستی برای یک عدهای که آمدهاند اینجا اراضی خالصه را تصرف کردهاند قائل شدهایم و این صحیح نیست اما از نظر اینکه قانون کمک به زارع و کشاورز بودهاست ما نمیتوانیم با این ترتیب آن منظور راتامین بکنیم از طرف دیگر دعوا ونزاع هم به عقیده ما صلاح نیست که اراضی راتقسیم بکنند اگر صاحبان اعیان مایل شدند موافق شدند آنرا بخرند نقدا با به اقساط چند ساله و پول آنرا به بانک کشاورزی بدهند و آن پول وسیله میشود برای دادن وام به آن زارع و کشاورز بنابراین من با این ماده شش به همین کیفیتی که کمیسیون دارایی تصوی کردهاست موافق هستم اما راجع به عرصه خانههای مسکونی رعایا این حرف بسیار صحیحی است رعایائی که در املاک خالصجات خانه و لانه دارند البته نباید برای اراضی ان خانهها دولت پولی مطالبه بکند برای اینکه قدر مسلم این است که به ارباب استحقاق برگذار میشود ولی اراضی اعیانی مجانا و بلا عوض نباید واگذار شود.

فرامرزی ـ بنابراین بنده معتقدم که این طرح را آقایان طوری بکنند که جامعتر باشد این استفاده را بنده از فرمایش آقای وزیر دادگستری کردم. نبوی ـ چون منظور از تدوین این قانون در درجه اول رفاه حال رعایا و کشاورزان بودهاست ما بایستی این نظر را در هر مادهای از مواد این قانون تعقیب کنیم که در این منظور به نحو بهتری انجام بشود نوشته شده اراضی خالصه ایکه اعیانی آن متعلق به اشخاص است از طرف بانک به توافق ظاهرا منظورش باتوافق به صاحبان اعیانی است در صورتیکه طالب باشند نقدا یا به اقساط پنجساله فروخته میشود عرصه خانههای مسکونی رعایا مجانا واگذار میشود.

ماده ۶- اراضی خالصه که اعیانی آن متعلق به اشخاص است از طرف بانک به توافق صاحبان اعیانی در صورتیکه طالب باشند بعدا یا به اقساط پنجساله فروخته میشود ـ عرضه خانههای مسکونی رعایا مجانا واگذار میشود. شوشتری ـ بسم الله الرحمن الرحیم ماده ۶ اراضی خالصه که اعیانی آن متعلق به اشخاصی است از طرف بانک به توافق یا با توافق که صحیح است به صاحبان اعیانی در صورتیکه طالب باشند نقدا یا به اقساط پنجساله فروخته میشود عرصه خانههای مسکونی رعایا مجانا واگذار میشود در این ماده از نظر اصول نما اگر اعیانی راما به نحو مطلق بگیریم اراضی که در آن کشت میشود باغ میشود غرس اشجار میشود استخر ساخته میشود اینها اعیانی است اینها نما است دیگر موضوعی باقی نمیماند یعنی همه باید مجانا واگذار شود (صحیح است) و اگر غیر از این بود که خانه هائی که در این اراضی ساخته شده بناهائی که ساخته شده گاراژ و مستقلاتی که ساخته شده اینها بایستی به طور صریح روشن بشود این جور ماده ترتیب دادن همان بساطها میشود همان اغراضها میشود (کشاورز صدر ـ خانه رعیتی) خانههای رعیتی بلی یک کسی دکان بزازی یک بنکداری هم ساخته اینهم رعیت است رعیت را که نگفتهاند حتما باید مثل رعایای کرمان و خراسان و آذربایجان لخت وستر عورت هم نداشته باشند رعیت را ما انشاء الله سعی میکنیم که همه چیز داشته باشند (نمایندگان ـ انشاءالله) این ماده به این کیفیت اگر اعیان را درست و تمام اگر به معنی نمای موجود تلقی کنیم نمای موجود از نظر قضاوت اعیان است و باید مجانا واگذار بشود وباید این ماده روشن بشود به طوری که اسباب زحمت نشود.

بایستی که این را تصدیق بکنیم که وزیر سابق کشاورزی آقای مهدوی بسیار خوب عمل کردند و اگر وضعیت موضوع سیاسی این قضیه نبود ما بیش از این در این جا از ایشان ذکر خیر میکردم. دکتر سلامتیان – دیروز در موقع طرح اعتبارنامه ها اعتبارنامه های اصفهان به علت نقص پرونده مطرح نشد بنده دیروز این را از دبیرخانه مجلس تحقیق کردم معلوم شد اصلا موضوع نقص معین نشد بنابراین گزارشی که از شعبه دوم داده شد ناقص است و عملا اگر بنا باشد از هر شعبه ای تعدادی پرونده به علت نقصی که نیست کنار گذاشته شود این سیستم توزیع پرونده ها بین شعب مختلف را ما حل میکنیم و آنرا یک سیستمی میکنیم که نتایج ناگوار .

نبوی ـ عرض کنم که مجلس البته جای بحث و طرح مذاکرهاست ولی در عین حال نباید این بحث و مذاکره به میزانی برسد که اصل موضوع را از بین ببرد الان چهار جلسه بلکه پنج جلسهاست که این قانون مطرح است و هنوز نصف نشده و درماده ۶ تازه داریم صحبت میکنیم و این قانون ۱۲ مادهاست و شش ماه دیگر باقی است و اگر همینطور که در گذشته عمل شده در آینده هم عمل بشود باید چهار پنج جلسه دیگر برای شور اول معطل بشویم و تازه این باید به کمیسیون برود و برای شور دوم به مجلس بیاید و فراموش نفرمایند آقایان که در مجلس سنا هم بحث و شور باید بشود و همینقدر یا شاید بیشتر ممکن است این قانون طول بکشد پس آن منظور اصلی که ما داریم ممکن است به آن نرسیم منظور ما این بود که هرچه زودتر این املاک فروش بشود یا به رعایا واگذار بشود.

اسلامی ـ عرض کنم که خوشبختانه وزارت کشور که بنده همیشه عرض میکنم وزارت کمیسیون شده یک گرفتاری پیدا کرده که ناچار است مجلس شورای ملی این گرفتاری را حل بکند، بنده خودم این طرح را امضاء کردم موافقم و البته مجلس شورای ملی این را حل خواهد کرد ولی شرطش این است که وزارت کشور در امور شهرستانها بی نظر رفتار کند (صحیح است) مخصوصا قانونی از اینجا گذشت به نام قانون استقلال شهرداریها، وزارت کشور همه را مسکوت گذاشته و انداخته توی دست انداز کمیسیون بازی، همه شهرها شهردار معرفی میکنند و موافقت نمیکنند مثل قم، رشت، مازندران جاهای دیگر، ما موافقیم این عمل خلاف قانونی که شدهاست رفع بکنیم ولی وزارت کشور هم باید توجه کند، اقای شوشتری سرکار که امور قضائی را آنجا اداره میکنید وزارت کشور در کارهای غیر قانونی دخالت نباید بکند والا بنده همین جا اعلام جرم میکنم واما با اینکه بنده موافق هستم، این کار این طور نبایستی با عجله و شتاب انجام بگیرد ما به فوریت اولش رای دادیم و به اصلش هم رای میدهیم ولی بایستی که یک مطالعه بسیار دقیقی بشود و همان طور که آقای فرامرزی فرمودند نسبت بایر وزارت خانهها هم یک توجهی بشود.

بنده بدون اینکه در راه انجام آمال ملی خود باشخاص معین متوجه باشم باقتضای وظیفه خطیر نمایندگی اساس تصمیمات خود را برمصالح عالیه کشور و رعایت اصول کلی قرارداده و باتمام قوا برای حفظ و دفاع قانون کمر بستهام. دهقان ـ وظیفه ما است که از هرگونه تشنج در مجلس شورای ملی جلوگیری کنیم تا مجلس شورای ملی بتواند کارهای اساسی ترش برسد متاسفانه صحبت پرونده قتل محمد مسعود به مجلس شورای ملی کشانده شده و اگر یک تکلیف قطعی برای این کار روشن نشود (صحیح است) و اساس اینکار روشن نشود هر روز آنهائی که در این عمل ذی نفع هستند یا آنهائی که پی وسیله برای تشنج میگردند این را دست آویز میکنند و بهم گوشه میزنند و ماهم باید وقتمان صرف گوش کردن مطالبی باشد که قطعا به مجلس شورای ملی مربوط نیست بالاخره قتلی واقع شدهاست باید معلوم بشود که دوایر قضائی و کسانی که مسئولیت رسیدگی به این امر را داشتهاند آیا وظیفه خودشان را انجام دادهاند ومطابق اظهار نظر ومطالبی که این جا آقای مکی گفتند در اینکار اعمال نظر شده وقتلی که اتفاق افتاده خون را به اصطلاح به هدر میدادند ما میخواهیم بدانیم که این پرونده به کجا کشیده تا آنجائی که عمل شده آیا صحیح عمل شدهاست و این دست آویز را از دست اشخاصی که میخواهد موجب تشنج بشوند و حربه بر علیه این و آن در دست داشته باشند بگیریم وخلاصه مطلب را روشن بکنیم و خودمان را از این جنجال برکنار کنیم.

و جناب آقای دکتر مصدق در حکم امروز بیشتر از رجال دیگر مملکت از هر حیث مورد توجه و علاقه و پشتیبانی عمومی هستند و مردم ایران از صمیم قلب بایشان ایمان و اعتقاد دارند و ایشان را مظهر افکار و احساسات و تمایلات و آرزوهای ملی میدانند. ایشان خودشان هم یک شرحی نوشتهاند که مطالبی دارند و چون فوریت دارد اجازه بفرمایید به عرض مجلس برسانند. دهقان ـ آقای دکتر مصدق میروند رسیدگی میکنند ایشان مگر ماست مالی میکنند؟ پس این رسیدگی خلاف اصل است. ماده واحده ـ برای رسیدگی به جریان پرونده قتل محمد مسعود و استحضار مجلس شورای ملی از چگونگی رسیدگی دادسرا به این پرونده سه نفر از مجلس شورای ملی (آقایان دکتر محمد مصدق ـ گنابادی ـ گودرزی) به اتفاق چهار نفر از روسای شعب دیوان کشور که به طور قرعه از بین تمام روسای شعب انتخاب خواهند شد و دادستان دیوان کشور به محتویات پرونده مذکور رسیدگی نموده نظر خود را در ظرف یک ماه به مجلس شورای ملی گزارش خواهند داد.

ریاست محترم مجلس مقدس شورای ملی چون اغلب به پرونده قتل مرحوم محمد مسعود مستحضر شوند ماده واحده زیررا تقدیم وبا قید دو فوریت تقاضای طرح آنرا داریم. افشار، صادقی، فرامرزی، دکتر علی جلالی، بزرگ نیا، طاهری، گرگانی، محمد ذوالفقاری، عباسی، موسوی، ملک مدنی، قریشی، شوشتری، صدری، دولتآبادی، فقیهزاده، دکتر طاهری، سالار بهزادی، صفوی، مهدوی، ابتهاج، ناصرذوالفقاری، عزیز اعظم زنگنه، محمد علی مسعودی. دهقان. حاذقی. برومند. گودرزی، آصف، دکتر راجی، پیراسته، اردلان، دکتر نبوی. نایب رئیس ـ آقای دهقان. نایب رئیس ـ آقای دهقان موافقید؟ مجلس ساعت نه و سی و دو دقیقه صبح به ریاست آقای جواد گنجهای (نایب رئیس) تشکیل گردید.

دیدگاهتان را بنویسید